درباره ما



دبیر هنر در شهرستان میبد

هستم از سال 1377 تا امروز

دارای مدرک کاردانی هنرهای تجسمی
و کارشناسی صنایع دستی
کارشناسی ارشد گرافیک

امید وارم با ارائه پیشنهاد ها و نظرات

و انتقاد های شما عزیزان وبلاگ

موفقی داشته باشم.

منتظر راهنمایی های شما هستم.

به دانش آموزان جدیدم توصیه میکنم

نوشته های پیشین وبلاگ را مطالعه کنند


"زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است"

سه‌شنبه 17 ژانویه (1) 1977
Tuesday, January 17, 1977


http://ema.hoo.ir



Handicraft, also known as craft work or simply craft, is a type of work where useful and decorative devices are made completely by hand or using only simple tools. Usually the term is applied to traditional means of making goods. The individual artisanship of the items is a paramount criterion, such items often have cultural and/or religious significance. Items made by mass production or machines are not handicrafts.

Usually, what distinguishes the term handicraft from the frequently used category arts and crafts is a matter of intent: handicraft items are intended to be used, worn, etc, having a purpose beyond simple decoration. Handicrafts are generally considered more traditional work, created as a necessary part of daily life, while arts and crafts implies more of a hobby pursuit and a demonstration/perfection of a creative technique. In practical terms, the categories have a great deal of overlap.
id8887

تعریف صنایع دستی

- انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی، برای تولید هر یك از فراورده های دستی مراحل متعددی طی می شود ولی انجام كلیه ی این مراحل به وسیله ی دست و ابزار و وسایل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود، محصول تولید شده با توجه به مواردی كه در تعریف ذكر شد، صنایع دستی محسوب می گردد.
2- حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شكل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امكان ایجاد تنوع و پیاده كردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فرآورده ها.
3- تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.
4- داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی)
5- عدم همانندی و تشابه فراورده های تولیدی با یكدیگر.
6 - عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.




لا إلهَ إلّا أنتَ سبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظالمین


پروفایل مدیر وبلاگ
 
آخرین مطالب
نوشته شده در  


 

اگر یک گرافیست قدیمی باشید و تجربه کار با مداد و قلم و گچ و خلاصه ابزارهایی را که حالا دیگر قدیمی به نظر می رسند داشته باشید، حتما خیلی وقت ها وقتی دارید با کامپیوتر طرحی را آماده می کنید دلتان برای آن روز ها تنگ می شود و با خودتان آرزو می کنید ای کاش می توانستید لذت کار کردن با قلم و کاغذ را به همراه راحتی کار کردن با کامپیوتر یکجا داشته باشید. البته این آرزو به هیچ وجه آرزوی محالی نیست و می توانید به راحتی با خواندن این مقاله به این نتیجه برسید که از تکنولوژی هر کاری بر میاید، حتی زنده کردن خاطرات قدیمی.

ابزارهای جدید در شکل های قدیمی
جدا از لذت بخش بودن کار با قلم و کاغذ، شاید خیلی چیزهایدیگر باشد که شما را گاهی ترغیب به استفاده از آن ها کند. یکی از این موارد کنترل خیلی خوبی است که معمولا بر روی آن ها دارید. موس کامپیوتر هر چند به خوبی از عهده انجام خیلی کار ها بر می آید اما هر گز نمی تواند بعضی از کارها را انجام دهد. برای مثال شما نمی توانید با فشار دادن موس بر روی میز خطوط پر رنگ تری رسم کنید (درست مانند کاری که می توان با مداد انجام داد) و یا اینکه با تغییر دادن جهت و شکل نگهداری آن، به خط هایی که می کشید طرح بدهید. البته خیلی از چیزهای دیگر هم هستند که شما طراحان حرفه ای حتما بهتر از من می دانید.

اما یک تخته گرافیکی (یا قلم نوری) می تواند همه این کارها را به راحتی انجام دهد. شما هم حس خوب کار کردن با ابزارهای قدیمی را به دست خواهید آورد، هم کنترلی عالی بر روی تک تک خطوطی که بر روی کار می کشید خواهید داشت و هم در نهایت سهولت و سرعت استفاده از کامپیوتر را از دست نخواهید داد.

یک تخته گرافیکی (تخته دیجیتالی، پد گرافیکی، تخته طراحی و یا حتی قلم نوری) یک ابزار جانبی است که می توان از طریق آن داده ها را،درست مانند موس و صفحه کلید، به کامپیوتر وارد کرد. با استفاده از این تخته می توان تصاویر و کارهای گرافیکی را به راحتی با دست کشید. دقیقا همان حالتی که پیش از این تصاویر را با مداد بر روی کاغذ می کشیدید. به علاوه، این تخته ها می توانند برای امضا کردن و شناسایی امضا نیز به کار روند.
یک تخته گرافیکی (که قلم و صفحه نیز خوانده می شود) از یک صفحه تخت و صاف و یک قلم با نوک مخصوص تشکیل شده است که می توان با استفاده از این قلم مخصوص بر روی صفحه ی تخت نقاشی کرد. البته تصاویر بر روی خود این تخته نشان داده نمی شوند بلکه بر روی صفحه نمایش کامپیوتر ظاهر می شوند. با این حال حتی برخی از مدل های تخته های گرافیکی هستند که یک صفحه نمایش مخصوص همراه خود دارند که می توانید آثار حرکت قلم بر روی صفحه را هم روی آن ببینید. در بسیاری از موارد این تخته ها کاملا جایگزین موس شده و به عنوان یک ابزار نقطه یاب در کامپیوتر مورد استفاده قرار می گیرند.

تاریخچه و پیش زمینه
تخته های گرافیکی در گذشته با نام های "اسپارک" یا تخته های صوتی نیز شناخته می شدند. در این تخته ها از قلم های مخصوصی استفاده می شد که بوسیله یک دوشاخه جرقه زن صداهای بسیار کمی تولید کردند. سه میکروفون با آرایش مثلثی در اطراف این جرقه زن قرار داده می شد تا صدای تولید شده در فضا را بگیرد. این سیستم بسیار پیچیده و پر هزینه بود و صداها و نویزهای خارجی نیز بر روی حسگرها تاثیر می گذاشت و دقت کار را پایین می آورد.


اولین صفحه الکترونیکی مخصوص نوشتن "Telautograph" نام داشت که در سال ۱۸۸۸ توسط الیشا گری اختراع شد. الیشا گری با الکساندر گراهام بل مخترع تلفن هم عصر بوده است. اولین تخته گرافیکی که شبیه به نمونه های حال حاضر بود و برای نوشتن با دست در داخل کامپیوتر استفاده می شد،" Styalator" نام داشت که در سای ۱۹۵۷ ساخته شد. نسل بعدی ( که اولین تخته دیجیتالی نیز به حساب می آید ) تخته RAND نام داشت که البته با نام Grafacon نیز شناخته می شد. البته این نمونه که در سال ۱۹۶۴ ساخته شد صرفا مخصوص انجام کارهای گرافیکی بود. تخته RAND از یک صفحه صاف تشکیل شده بود که شبکه ایی از سیم در زیر آن وجود داشت و خصوصیات افقی و عمودی را در یک محدوده کوچک مغناطیسی شناسایی و رمز گشایی می کرد. قلم نوری سیگنال های مغناطیسی را دریافت می کرد و سپس آنها را به صورت اطلاعات کد گذاری شده برمی گرداند.
این دستگاه های دیجیتال ساز (دستگاه هایی که اطلاعات آنالوگ را به اطلاعات دیجیتال تبدیل می کنند) در اواسط دهه ی ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بسیار مورد توجه کاربران قرار گرفت و عنوان هوشمندترین دستگاه دیجیتال ساز را به خود اختصاص داد. در این دوران دستگاهی با نام BitPad توسط شرکت Summagraphics تولید شد. این دستگاه به عنوان یک ابزار برای وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر و یک وسیله کمکی برای کامپیوتر مورد استفاده گرفت. البته کارایی آن دقیقا مانند تخته های گرافیکی بود. نرم افزارهایی مثل AutoCAD نیز بر اساس کارایی همین دستگاه ها ساخته شد.
همچنین Summagraphics یک BitPad با نام OEM تولید کرد به همراه کامپیوترهای Apple و به عنوان یک وسیله مورد نیاز برای Apple ll فروخته می شد. در این تخته ها از تکنولوژی الاستیسیته مغناطیسی استفاده شده بود که در ساخت آن از سیم های مخصوصی استفاده می شد که از آلیاژ خاصی ساخته شده بودند. این سیم ها دور یک لایه جامد و سفت پیچیده شده بودند تا بتوانند به درستی محل قرار گرفتن قلم نوری بر روی صفحه دیجیتالی را مشخص کنند. این تکنولوژی قادر بود تا محور Z یا عمق را نیز تشخیص دهد. تشخیص محور Z به این معنی بود که این ابزار می توانست میزان فشار را نیز احساس کرده و بر این اساس کلفتی و نازکی خطوط رسم شده را مشخص نماید.
اولین تخته گرافیکی مخصوص کامپیوترهای خانگی Koala Pad نام داشت. با وجود اینکه طراحی این تخته مخصوص Apple ll بود اما می توانست به همراه تمامی کامپیوتر های خانگی که از تصاویر گرافیکی پشتیبانی می کردند نیز مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال در کامپیوترهای رنگیTRS-۸۰ و Commodore ۶۴ و خانواده ۸ بیتی Atari از Koala از این تخته استفاده شد. این تخته ها با جدیت و رقابت شدیدی بین تولید کنندگان ساخته شد اما در این بین شرکت Atari توانست بهترین محصول را تولید کند. در دهه ۸۰ شرکت های مختلفی تخته های گرافیکی بسیاری را تولید کردند و امکانات بیشتری مانند شناسایی دست خط را نیز به آنها اضافه کردند.

عملکرد
در اینجا تکنولوژی های به کار رفته در ساخت تخته های گرافیکی را طبقه بندی می کنیم تا شما را با نحوه عملکرد آن ها آشنا نماییم. از آنجایی که هر یک از تکنولوژی های به کار رفته دارای مزایا و معیب مخصوص به خودند، دانستن خصوصیات هر یک از آن ها می تواند به شما کمک کند تا تشخیص دهید کدامیک برای شما مناسب تر هستند. برخی از طبقه بندی ها به ترتیب زیر هستند:

تخته های ثابت
تخته های ثابت، که نمونه بارز آنها محصولات ساخت Wacom است، با استفاده از تکنولوژی القای الکترومغناطیسی کار می کنند. به این ترتیب که سیم های افقی و عمودی داخل تخته اطلاعاتی را دریافت و اطلاعاتی را ارسال می کند (برخلاف تخته RAND که فقط اطلاعاتی را ارسال می کرد). تخته سیگنال های الکترو مغناطیسی را تولید می کند که توسط مدار LC در قلم نوری دریافت می شود. سپس سیم های داخل تخته حالت گیرنده به خود می گیرند و سیگنال های ارسالی از سوی قلم نوری را دریافت می کنند. مدل های جدیدتر به میزان فشار نیز حساسیت داردند و یک یا چند دکمه نیز بر روی آنها وجود دارد (مانند دکمه های موس). در تخته های قدیمی تر، فشار دادن خود قلم یا دکمه های روی قلم باعث می شد سیگنالهایی از قلم منتشر شود و اطلاعاتی از سوی قلم ارسال شود. ولی در نمونه های جدیدتر سیگنال ها را به صورت جریان داده های دیجیتال کد شده ارسال می شوند. با استفاده از سیگنال های الکترو مغناطیسی، تخته این قابلیت را دارد که حتی وقتی نوک قلم بر روی صفحه قرار ندارد، محل قلم را تشخیص دهد و شناسایی کند. کار کردن قلم با این سیگنال ها باعث می شود که قلم دیگر نیازی به باطری نداشته باشد. شرکت Wacom این اجازه را به رقبای خود نداده است که از این تکنولوژی استفاده کنند. به همین دلیل تا این لحظه به عنوان تولید کننده انحصاری تخته هایی با این خصوصیت شناخته می شود.

تخته های متحرک
تفاوت تخته های متحرک در قلم های نوری آنها است. این قلم های نوری یک منبع تولید کننده ی الکتریسیته در خود دارند که بوسیله آن سیگنال ها را تولید و به تخته ارسال می کنند. یک باطری داخلی در این قلم ها وجود دارد که انرژی مورد نیاز آن را تامین می کند به همین خاطر آن ها دیگر انرژی را از تخته نمی گیرند. این امر باعث می شود که قلم آن ها ضخیم تر شود. حذف کردن نیاز قلم به انرژی به این معنی است که تخته باید دائما سیگنال ها را از قلم دریافت کند و به صورت متناوب بین دریافت و ارسال اطلاعات تغییر حالت دهد. این امر باعث می شود قدرت مانور قلم پایین بیاید. به همین دلیل است که سازندگان ترجیح می دهند در قلم های خود از باطری استفاده کنند.

تخته های نوری
تخته های نوری به این ترتیب عمل می کنند که یک دوربین بسیار کوچک داخل قلم تعبیه شده است که تصاویر را دریافت می کند و به تخته انتقال می دهد. بهترین و موفق ترین محصول که با این تکنولوژی تولید شده است ساخت شرکت Anoto است.

تخته های صوتی

مدل های اولیه با نام تخته های اسپارک شناخته می شوند. یک تولید کننده ی صدای کوچک داخل قلم قرار گرفته است و صدای تولید شده توسط قلم بوسیله میکروفون های قرار گرفته در اطراف قلم دریافت می شود. برخی از مدل های جدیدتر قادر هستند موقعیت را در سه بعد اندازه گیری کنند.

تخته های الکترومغناطیس
یکی از بهترین نمونه های این تخته ها Wacom است که با تولید سیگنال الکترومغناطیسی شناسایی شده کار می کند. طراحی Wacom به این شکل است که سیگنال بوسیله قلم تولید و سپس توسط شبکه ی سیم های داخل تخته دریافت و شناسایی می شود. برخی طراحی های دیگر نیز مانند Pencept وجود دارد که در آنها سیگنال توسط شبکه سیم های داخل تخته تولید می شود و توسط قلم دریافت می شود.

تخته های خازنی
این تخته ها به گونه ایی طراحی شده اند که از سیگنال های الکترواستاتیک یا خازنی استفاده می کنند. تخته Scriptel یکی از بهترین نمونه های تخته هایی ست که با استفاده از سیگنال های الکترواستاتیک کار می کند. برخلاف شکل طراحی خازنی که برای صفحه های لمسی استفاده می شود، طراحی Scriptel به گونه ایی است که حتی وقتی قلم از تخته فاصله دارد نیز می تواند موقعیت قلم را تشخیص دهد.

در تمامی این تکنولوژی ها، تخته قادر است که سیگنال ها را دریافت کند و همچنین فاصله ی قلم از سطح تخته، زاویه قلم نسبت به خط عمود و دیگر مشخصات افقی و عمودی را نیز محاسبه کند.
در مقایسه با صفحه های حساس لمسی، یک تخته گرافیکی معمولا از حساسیت و دقت بالاتری برخوردار است. قابلیت دنبال کردن و تشخیص وسیله ای که هیچ تماسی با سطح تخته ندارد و دریافت کردن اطلاعات و داده های بیشتر از قلم از ویژگی های این تخته ها است. البته باید این نکته را نیز ذکر کرد که تخته های گرافیکی بسیار گران قیمت تر از صفحه های لمسی هستند و فقط نسبت به قلم و دیگر وسایل مخصوص خود حساس هستند و عکس العمل نشان می دهند.
برخی تخته ها، به خصوص مدل های ارزانتر که برای وسایل کودکان مورد استفاده قرار می گیرد، با یک قلم بدون سیم ارائه می شوند و در آنها از تکنولوژی تخته های RAND استفاده شده است. با این حال این طراحی دیگر در تخته های معمولی نیز مورد استفاده قرار نمی گیرد.

کاربردها

تخته گرافیکی، به دلیل قابلیت ها و ویژگی های مخصوصی که در قلم آن وجود دارد و توانایی تشخیص تمامی فشارها، زاویه ها و دیگر نشانه ها بر روی تخته، وسیله ی بسیار عالی و راحتی برای انجام کارهای گرافیکی در کامپیوتر و به خصوص گرافیک های دو بعدی به شمار می روند. در واقع، بسیاری از برنامه های گرافیکی (مانند The GIMP, Corel Painter, Inkscape, Photoshop, Pixel image editor, Studio Artist, Crosfield, Quantel Paint box و برخی برنامه های دیگر) قابلیت و امکان تشخیص میزان فشار (و در برخی موارد زاویه و چرخش قلم) را نیز دارند. همچنین این نرم افزارها می توانند اطلاعات تولید شده توسط تخته مانند اندازه قلم، شکل، شفافیت، رنگ و دیگر ویژگی ها را دریافت و اجرا کنند.
در آسیای شرقی ، تخته های گرافیکی، که به تخته های قلمی نیز شناخته شده اند، معمولا برای نوشتن متن ها به زبان های چینی، ژاپنی و کره ایی و کشیدن کاراکترهای این زبانها مورد استفاده قرا می گیرند. این تکنولوژی بسیار عمومی و ارزان قیمت است و وسیله ایی برای کار با کامپیوتر ها با یک روش طبیعی تر و ملموس تر نسبت به نوشتن با صفحه کلید است. همچنین قلم و تخته جایگزین بسیار خوبی برای موس نیز هست. این تخته ها همچنین برای کشیدن طرح های فنی و برنامه های CAD بسیار مناسب و پر کاربرد هستند و حتی می توان به راحتی یک تکه کاغذ را بر روی تخته قرار داده و بدون هیچ مشکلی طرح مورد نظر را روی آن کشید. بسیاری از افرادی که در زمینه وب کمیک نیز مشهور و مطرح هستند از تخته های گرافیکی برای انجام کارها و کشیدن طرح های خود استفاده می کنند و از این طریق می توانند تمامی افکار خود را بدون هیچ محدودیتی به کامپیوتر وارد کنند. در مجموع، این تخته ها روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و ممکن است روزی به عنوان یک ابزار نشانگر، کاملا جایگزین موس در کامپیوتر شوند. این ابزار حساسیت بسیار بیشتری نسبت به موس دارد به نحوی که شما قلم خود را بر روی تخته به هر سمتی که حرکت دهید همان حرکت بر روی صفحه نمایشگر دقیقا انجام می شود. طراحانی که از این قلم ها برای کارهای خود استفاده می کنند بسیار راحتتر می توانند تفکرات خود را بر روی صفحه وارد کنند و دیگر نیازی به این ندارند که مرتبا به دنبال نشانگر موس در صفحه نمایش بگردند.
در نهایت از آنجایی که در دست گرفتن این قلم ها مانند در دست گرفتن یک مداد معمولی است، برای حرکت دادن آن باید تمام دست خود را حرکت دهید که این امر کمک بسیاری به سلامت دست پس از انجام کارهای طولانی مدت می کند. در حالی که هنگام کار با موس فقط مچ دست است که حرکت می کند و به مرور زمان مچ دست آسیب می بیند.
تخته های گرافیکی رده ی قیمتی و اندازه های مختلفی دارند. تا کنون اندازه های A۶، که کوچکترین و ارزانترین مدل است، A۵، A۴ و اندازه ی A۳ که بزرگترین و گران قیمت ترین مدل است طراحی و ساخته شده اند. هر فردی می تواند با توجه به نوع کار و میزان سرمایه خود یکی از مدل های این تخته ها را برای خود انتخاب و خریداری کند. تخته های جدید معمولا از طریق USB به کامپیوتر وصل می شوند.

ابزارهای مشابه
نوعی تخته سفید وجود دارد که توسط اصل القاء کار می کند. این تخته ها در اندازه های بسیار بزرگ ( تا ۹۵ اینچ) وجود دارند و به دلیل اندازه بسیار بزرگی دارند که در کشورهای انگلستان و امریکا و مکزیک در مدارس بزرگ از آنها استفاده می شود. این تخته ها نسبت به فشار حساس هستند و قلم های مخصوصی را برای خود دارند.
صفحه های لمسی، مانند چیزی که در Touch Pad کامپیوترهای همراه یا کنسول دستی Nintendo DS وجود دارد، بر اساس شبکه پیوسته ایی از سیم ها کار می کند. با این تفاوت که از شبکه های نوری نیز در این وسایل استفاده می شود و به همین جهت برای کار کردن با این ابزارها قلم خاصی لازم نیست و با هر وسیله ی دیگری و یا با انگشت هم می توان با آنها کار کرد.
چند نمونه از طراح هايي كه بوسيله قلم هاي نوري طراحي شده را در زير ميبينيد:


 

منبع:     http://www.ghatreh.com




یکشنبه بیست و نهم آبان 1390
نوشته شده در  


با شتاب یافتن رشد فناوری های گوناگون و ابزارهای مختلف ، شاخه های هنری نیز به یک باره رشد کمی و کیفی زیادی داشته اند .
این رشد هنری نتیجه به وجود آمدن ابزارهای نو برای بیان هنر است . هنر هفتم ، یعنی سینما ، با اختراع دوربین و تصاویر متحرک آغاز گشت و یا بازی سازی ،حیات خود را با مفهومی به نام کامپیوتر در ارتباط می بیند .
امروزه شاخه های متعدد هنری وجود دارند که ممکن است به دلیل کثرت این شاخه ها برخی از آنها کمتر شناخته شده باشند . پیکسلر سعی دارد هر از چند گاهی به بررسی برخی از این شاخه های هنری بپردازد و نمونه آثاری از آن هنر را به نمایش بگذارد.
پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر نسبت به هنرهای جدید ، اینفوگراف خط زمانی هنر در قرن بیستم را از لینک زیر دانلود کنید :

خط زمانی هنر در قرن بیستم (18)

تعریف:

هنری که امروز آن را معرفی خواهیم کرد Generative art یا “هنر مولد” است .

هنر مولد هنری است که در آن اثر هنری ، طبق الگوریتمی۱ از پیش تعریف شده تولید می شود . این الگوریتم می تواند توسط نرم افزار ۲و یا سیستم های شبیه سازی ریاضی تعریف شود . هنر مولد در همه زمینه های هنری مثل هنرهای تجسمی ، موسیقی ، مجسمه سازی و… کاربرد دارد .

معمولا هنر مولد با به کار گیری متغییرهای تصادفی و استفاده از منطق کامپیوتر ، هنری غیر تکراری و تصادفی است . این هنر تا حدی که هنرمند برایش تعریف کند می تواند خود مختار باشد .

هنر مولد در ساخت حجم

هنر مولد در ساخت حجم

هنر مولد بسیار به شاخه های مختلف علم وابستگی دارد . پس در اینجا هنرمند علاوه بر دارا بودن قوه هنری باید قدری با تئوری های علمی نیز آشنا باشد . هنر مولد یک هنر آشوب گرا است که نمی توان آن را با قطعیت پیش بینی کرد ، اما روند و نظم مشخصی دارد که نمی تواند از آن خطور کند .

برای اینکه در تعاریف گم نشویم ، در ادامه به نمونه کار زیر توجه کنید . این کار را در تابستان امسال انجام داده ام و می توان آن را جز هنر مولد دسته بندی کرد :

--> -->

در این کار یک سری حروف فارسی را از ابتدای کار برای سیستم تعریف کرده ام . این حروف طبق یک الگوریتم ، در صفحه چینش می شوند .

مکان حروف ، اندازه آنها و دوری و نزدیکی حروف به یکدیگر همه طبق یک رابطه تصادفی انتخاب می شوند . اگر شما هر بار صفحه را لود کنید ، با یک تصویر متفاوت روبرو خواهید شد . هنر مولد چنین هنری است . شما در این اثر یک گونه از خود مختاری در رفتار را خواهید دید . البته این اثر یک اثر متحرک است که به حرکت و کلیک ماوس پاسخ می دهد . اما الزاما اینگونه نیست و اثر هنر مولد می تواند همانند یک تابلوی نقاشی ثابت باشد .

هنر مند در هنر مولد از نتیجه کلی کار با خبر است و رفتار اثر هنری قابل پیش بینی است . در این هنر ، مجموعه ای از علت ها در کنار هم تعریف می شوند و معلول رخ می دهد .

هنرمند در این هنر معمولا عناصر اولیه و سپس فرمول ها و روابط را تعریف می کند . پس از آن مجموعه طبق یک سری عملیات تصادفی و شبه تصادفی اثر هنری را شکل می دهد . معمولا نتایج به دست آمده محدود شده و قابل پیش بینی هستند ، اما ممکن است نتایج کاملا متفاوت و تکان دهنده نیز باشند .

هنر مولد می تواند در حین دیده شدن و با دریافت بارخوردها تغییر شکل بدهد و الزاما ایستا نیست . بسیاری از هنرمند/دانشمندان با استفاده از تئوری های علمی در حیطه های گوناگون مانند پزشکی ، فیزیک ، شیمی ، ریاضیات و… سعی کرده اند تا نتایج علمی را به وسیله هنر مولد به دیدی بصری تبدیل کنند . پیاده سازی قوانین طبیعت و انواع شبیه سازی ها از کاربردهای هنر مولد است . در این مورد اثر زیر یکی از موارد شبیه سازی قوانین طبیعت است . این اثر نیز پویا است و به حرکت ماوس واکنش نشان می دهد :

--> -->

همانطور که گفتم هنر مولد در همه زمینه های هنری کاربرد دارد .

در موسیقی افرادی مثل John Cage و Brian Eno از اصول هنر مولد در آثارشان بهره برده اند . در چیدمان تعاملی۳ میتوان از Maurizio Bolognini نام برد .همینطور Celestino Soddu در معماری و Anne Wilson در مجسمه سازی از هنر مولد کمک گرفته اند .

از آثار انه وینسون "مجسمه ساز" در هنر مولد

از آثار انه وینسون "مجسمه ساز" در هنر مولد

در همین مورد قبلا مطلبی درباره اریک نتزگه در پیکسلر نوشته بودم که از هنر مولد در آثارش در حیطه های نقاشی ، موشن گرافیک ، هنر تعاملی و هنر نرم افزار استفاده می کرد .

نمونه ها :

سرانجام نگاهی خواهیم داشت به برخی از آثاری که با هنر مولد شکل گرفته اند :

  1. الگوریتم به زبان ساده مجموعه دستوراتی است که به ماشین منظور ما را می فهماند و طراح الگوریتم کسی است که این دستورات و کیفیت آن را برای رسیدن به یک هدف مشخص تعیین می کند .
  2. همیشه نیاز به نرم افزار و سیستم های کامپیوتری برای تحلیل الگوریتم نیست و گاها انسان به تنهایی یا به وسیله ابزارهای مکانیکی می تواند به نتیجه دلخواه برسد.
  3. interactive installations

منبع

http://www.pixeler.ir

 




پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390
نوشته شده در  


موتورهای محوری هواپیما

 

ماشین بخار

 

چرخ خیاطی

 

موتور ساعت

 

گیربکس (جعبه دنده) دستی خودرو

 

پلوس خودروهای دیفرانسیل جلو

 

اسلحه ناوهای جنگی

 

موتور اتومبیل از نوع گردان (Wankel) که اختراع بسیار جالبی است و در برخی خودرو های خاص استفاده می شود و قدرت بسیار بالایی دارد





دوشنبه شانزدهم آبان 1390
نوشته شده در  


اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی (Expressionism) نام یک مکتب هنری است. اکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور باهنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است. برای نمونه مکتب تبریز در نگارگری ایرانی و مکتب سونگ در هنر چین را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می‌نامند

 




پنجشنبه دوازدهم آبان 1390
نوشته شده در  


اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند. دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمامی توانایی‌های فردی را تحت الشعاع قرار می‌دهد

ادامه مطلب را بخوانید

 

 



ادامه مطلب

پنجشنبه دوازدهم آبان 1390
نوشته شده در  


این متن را برای این توی وبلاگم گذاشتم که دوستان بخوانند.چون به امیدواری در زندگی اعتقاد دارم.

 

 

متن سخنراني "استيو جابز" در جشن فارغ التحصيلي سال 2005 دانشگاه استنفورد:

من امروز خيلي خوشحالم که در مراسم فارغ التحصيلي شما که در يکي از بهترين دانشگاه هاي دنيا درس مي خوانيد هستم. من هيچ وقت از دانشگاه فارغ التحصيل نشده ام. امروز مي خواهم داستان زندگي ام را برايتان بگويم. خيلي طولاني نيست و سه تا داستان است.

اولين داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بي ربط زندگي هست.

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج ريد ترك تحصيل کردم ولي تا حدود يک سال و نيم بعد از ترك تحصيل تو دانشگاه مي آمدم و مي رفتم و خب حالا مي خواهم براي شما بگويم که من چرا ترك تحصيل کردم. زندگي و مبارزه ي من قبل از تولدم شروع شد. مادر بيولوژيکي من يک دانشجوي مجرد بود که تصميم گرفته بود مرا در ليست پرورشگاه قرار بدهد که يک خانواده مرا به سرپرستي قبول کند. او شديداً اعتقاد داشت که مرا يک خانواده با تحصيلات دانشگاهي بايد به فرزندي قبول کند و همه چيز را براي اين کار آماده کرده بود.يک وکيل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحويل بگيرند و همه چيز آماده بود تا اينکه بعد از تولد من اين خانواده گفتند که پسر نمي خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. اين جوري شد که پدر و مادر فعلي من نصف شب يک تلفن دريافت کردند که آيا حاضرند مرا به فرزندي قبول کنند يا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بيولوژيکي من بعداً فهميد که مادر من هيچ وقت از دانشگاه فارغ التحصيل نشده و پدر من هيچ وقت دبيرستان را تمام نکرده است. مادر اصلي من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگي مرا امضا کند تا اينکه آن ها قول دادند که مرا وقتي که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. اين جوري شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر اين که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهي را انتخاب کردم که شهريه ي آن تقريباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت براي شهريه ي دانشگاه خرج مي کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فايده ي چنداني برايم ندارد. هيچ ايده اي که مي خواهم با زندگي چه کار کنم و دانشگاه چه جوري مي خواهد به من کمک کند نداشتم و به جاي اين که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصيل کردم ولي ايمان داشتم که همه چيز درست مي شود. اولش يک کمي وحشت داشتم ولي الآن که نگاه مي کنم مي بينم که يکي از بهترين تصميم هاي زندگي من بوده است. لحظه اي که من ترك تحصيل کردم به جاي اين که کلاس هايي را بروم که به آن ها علاقه اي نداشتم شروع به کارهايي کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگي در آن دوره خيلي براي من آسان نبود. من اتاقي نداشتم و کف اتاق يکي از دوستانم مي خوابيدم. قوطي هاي خالي پپسي را به خاطر پنج سنت پس مي دادم که با آن ها غذا بخرم. بعضي وقت ها هفت مايل پياده روي مي کردم که يک غذاي مجاني توي کليسا بخورم. غذا هايشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوي و ابهام دروني ام تو راهي افتادم که تبديل به يک تجربه ي گران بها شد. کالج ريد آن موقع يکي از بهترين تعليم هاي خطاطي را تو کشور مي داد. تمام پوستر هاي دانشگاه با خط بسيار زيبا خطاطي مي شد و چون از برنامه ي عادي من ترك تحصيل کرده بودم، کلاس هاي خطاطي را برداشتم. سبک آن ها خيلي جالب، زيبا، هنري و تاريخي بود و من خيلي از آن لذت مي بردم. اميدي نداشتم که کلاس هاي خطاطي نقشي در زندگي حرفه اي آينده ي من داشته باشد ولي ده سال بعد از آن کلاس ها موقعي که ما داشتيم اولين کامپيوتر مکينتاش را طراحي مي کرديم تمام مهارت هاي خطاطي من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن ها را در طراحي گرافيکي مکينتاش استفاده کردم. مک اولين کامپيوتر با فونت هاي کامپيوتري هنري و قشنگ بود. اگر من آن کلاس هاي خطاطي را آن موقع برنداشته بودم مک هيچ وقت فونت هاي هنري الآن را نداشت. هم چنين چون که ويندوز طراحي مک را کپي کرد، احتمالاً هيچ کامپيوتري اين فونت را نداشت. خب مي بينيد آدم وقتي آينده را نگاه مي کند شايد تأثير اتفاقات مشخص نباشد ولي وقتي گذشته را نگاه مي کند متوجه ارتباط اين اتفاق ها مي شود. اين يادتان نرود شما بايد به يک چيز ايمان داشته باشيد، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگي تان يا هر چيز ديگري. اين چيزي است که هيچ وقت مرا نا اميد نکرده است و خيلي تغييرات در زندگي من ايجاد کرده است.

 

متن کامل سخنرانی در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390
نوشته شده در  


 

آرامگه سبز رضا، قبله‏ی جان است‏

گلزار رضا، رشک گلستان جنان است‏

 

گلزار رضا، باغ خدا، کعبه‏ی دلهاست‏

آرام دل‏خسته‏ی بی‏تاب و توان است‏

 

این خانه پناهی‏ست برای دل عاشق‏

این در، در امید همه دلشدگان است‏

 

بگذار ز کف جان و دل و راه رضا گیر

در کوی رضا هر که درآید به امان است‏

 

هر ذره غباری ز درش، راحت دلهاست‏

درمان دل‏سوخته‏ی دل‏نگران است‏

 

گنجینه‏ی نور است، همه نور الهی‏

در سجده شب و روز، زمین است و زمان است‏

 

 




شنبه شانزدهم مهر 1390
نوشته شده در  


سهراب سپهری در ۱۴ مهر ۱۳۰۷ در قم به دنیا آمده که بطور رسمی زادروزش را ۱۵ مهرماه ثبت کرده اند. پدربزرگش ميرزا نصرالله خان سپهری نخستين ریيس تلگراف‌خانه كاشان، پدرش «اسدلله» و مادرش «ماه جبین» نام داشتند که والدینش اهل هنر و شعر بودند.

پرونده:Sohrab.jpg

 




جمعه پانزدهم مهر 1390
نوشته شده در  


لغت کلاژ از واژه ي فرانسوي (coller)، به معني چسباندن گرفته شده است، روشي در خلق آثار تجسمي است که در آن وسايل و مواد مختلف چون کاغذ هاي رنگي، مقوا، پارچه، ريسمان، بريده ي روزنامه، عکس و بسياري مواد ديگر را با هم به سطح بوم، تخته يا مقوا با ترکيبي مناسب مي چسبانند و گاه با نقاشي و طراحي به تکميل آن مي پردازند. آنچه در تکنيک کلاژ حائز اهميت است حضور تکه ها و بافت هاي گوناگون در کنار هم و چسباندن آن ها در کنار يکديگر و خلق تصويري نو با مفهومي تازه است. خوشبختانه بناست از همين شماره، درباره ي هنر ظريف کلاژ، مطالب سودمندي در نشريه ي آشپزباشي به چاپ برسد.
بنابراين از تمامي علاقمندان به اين هنر زيبا، دعوت مي شود ادامه ي اين مطالب را در شماره هاي بعد نيز پيگيري نمايند.

لوازم مورد نياز:

خمير کلاژ
قاب با روکش mdf
مداد
کاردک
ابزار شماره ي 11 يا هر سيله ي نوک تيز

مواد لازم براي تهيه ي خمير کلاژ:

مل (650 گرم) يک سوم پيمانه
پودر سينکا (25 گرم) يک سوم پيمانه
گليسيرين 2 قاشق غذاخوري
چسب چوب به ميزان لازم

روش کار:

1- طرح مورد نظر را با مداد روي سطح mdf بکشيد.(فقط خطوط اصلي طرح مانند در، پنجره و ... را مشخص کنيد).
2- خمير کلاژ را به وسيله ي کاردک روي سطح mdf بماليد به گونه اي که يک لايه ي نازک از خمير يک چهارم عرض کار چه در قسمت پايين و چه در قسمت بالا را بپوشانيد.
3- در قسمت پايين کار بعضي از قسمت هاي اطراف پنجره را دوباره خمير بماليد. اين بار ابزار شماره 11 يا هر وسيله ي نوک تيز را درون خمير فرو کنيد و بلافاصله در آوريد. اين کار را چند بار انجام دهيد. تا بافت اين قسمت شبيه به بافت گياه شود.
4- براي ساختن پنجره، خمير را به صورت لوله هاي بازيکي در آوريد و روي محل مورد نظر قرار دهيد.
5- براي قسمت طاقچه ي پايين پنجره خمير را به شکل 2 لوله ي ضخيم درست کنيد. سپس لبه ي آن ها را صاف و تيز کنيد.

روش تهيه ي خمير کلاژ:

در ظرف مناسبي مل، سيريش، پودر سينکا و گليسيرين را با هم مخلوط کنيد. سپس چسب چوب را اضافه کنيد تا مواد به شکل خمير در آيد. خمير را درون کيسه ي نايلوني، به مدت 1 روز در يخچال نگهداري کنيد.

منبع:ماهنامه ي آشپز باشي شماره ي 34  
نويسنده: مرواريد فلاحي




منبع:http://www.rasekhoon.net

 




سه شنبه دوازدهم مهر 1390
نوشته شده در  


تعریف چاپ دستی
چاپ دستی نتیجه ی مجموع اعمال شیمیایی و دستی است که از طریق مراحل مختلف اندیشه ی هنرمند بر روی لوح هایی از جنس های مختلف که واسطه ی چاپی نامیده می شود ، و در آن تصویر یا نوشتار به شکلی منظم و شبیه به هم بر روی لوح یا صحفه ای دیگر قابل تکرار است ، با این لوح ها می توان به نسخه های متعدد چاپ دستی منحصر به فرد دست یافت . چاپ دستی در عصر کنونی به دو شیوه قابل ارائه می باشد 1- کاربردی 2- هنری
چاپ دستی کاربردی : در این روند انسان اصلی ترین نقش را ایفا می کند و این عمده ترین تفاوت چاپ دستی با روش های چاپ صنعتی است ، چون در چاپ دستی تمام مراحل اعم از ساخت و آماده سازی لوحه ی چاپی و انتقال طرح و مراحل تکثیر کاملاً توسط انسان انجام می گیرد . با این تعریف از چاپ دستی ، روش هایی مثل چاپ قلمکار ، باتیک ، ساخت علامت های مذهبی و برخی دیگر از هنر های دستی نوعی چاپ محسوب می شوند .
به دلیل آنکه این روش ها در اصل برای به کارگیری در محصولی دیگر به کار می روند ، جزو چاپ های کاربردی به حساب می آیند . اما باید دانست همین روش ها در بسیاری از موارد زمینه های بسیار ارزشمندی برای چاپ های دستی هنری هستند زیرا غالباً در تکنیک و بیان از اصالت و صلابت ویژه ای بر خوردارند امروزه چاپ دستی کاربرد های دیگری مانند : چاپ روی شیشه ، چاپ بر روی چوب ، چاپ بر روی پارچه های مختلف و مواد مشابه ، انواع مواد پلاستیکی و غیره دارد .
چاپ دستی هنری :
در چاپ دستی هنری بر خلاف نوع کاربردی آن سفارش دهنده معمولاً وجود ندارد و هنر مند به صورت مستقل به خلق اثر هنری خود می پردازد . با تعریف فوق از چاپ دستی و روش های کاربردی آن بدیهی است چاپ هنری روشی است که نتیجه کار انجام شده ، خود ، محصول نهایی است و می توان در آن به دنبال تمام تئقعاتی بود که از یک اثر هنری انتظار داریم همانند نقاشی با آبرنگ یا رنگ روغنی ، با این تفاوت که در این روش امکان چاپ نسخه های محدود آن را نیز داریم و به علاوه اتفاق نیز در این میان نقش اصلی را ایفا می کند .
در چند دهه اخیر بعضی از هنرمندان خلاق به شیوه های چاپ دستی به عنوان وسیله ای برای ثبت و عینیت دادن به اندیشه و تصورات هنری نگاه می کنند و از جنبه ی کاربردی به آن نمی نگرند و همچنین چاپ سیلک اسکرین یا چاپ با توری حکاکی روی فلز ، لینولئوم و حکاکی چوب نقش مهمی در گرافیک دهه های اخیر داشته است

تاریخچه ی چاپ
نگاهی اجمالی به سابقه ی تاریخی چاپ در دنیا : ثبت و ضبط اندیشه ها و تصورات و تخیلات بشری بر روی اشیاء مختلف در ابتدای امر کاری ابتدایی و صر فاً به منظور ارتباط ، تزئین و حفظ اطلاعات در تمدن های قدیم بوده است .
روش های چاپ به موازات توسعه ی ساختار های اجتماعی متحول و دگرگون شده است . چاپ نه تنها وسیله ای ضروری در زندگی مشترک بشر بوده ، بلکه از طریق تکامل امکانات ارتباطی و اجتماعی ، به تکاملی شگرف در امکانات چاپی رسیده است . همچنین شیوه های چاپی به عنوان ابزار ارتباطی از طریق تصویر نقش و حروف و سایر عناصر به عنوان اصلی مهم و انکار ناپذیر در زندگی بشری جلوه گر است
که از طریق شکل گیری محصولات گرافیکی ، کتاب ها ، اعلان ها ، تصاویر و نوشته ها و به طور کلی آثار چاپی می توان به توسعه و تمدن جوامع و رشد مدنیت و تغییر و تکامل آن ها پی برد . اما زادگاه اصلی چاپ دستی ( به معنای امروزی آن ) را می توان در شرق دور مورد کاوش قرار داد . چینی ها اولین مردمی بودند که چاپ دستی را ابداع کردند . آنان با حک کردن تصویر روی چوب از این فن در انتقال و تکثیر نقوش استفاده کردند . آنان در پایان قرن دوم میلادی سه عنصر اصلی و لازم برای چاپ دستی را در اختیار داشتند . این سه عنصر عبارت بود از : کاغذ ، مرکب ، لوح یا سطحی که فرایند حکاکی روی آن انجام می شد .
انگیزه ی اصلی چاپ دستی در شرق دور تکثیر شمایل قدیسان و متون مقدس از طریق حکاکی روی لوحه های چوبین و چاپ آن ها بر روی ابریشم و کاغذ بوده است . جوامع شرقی از زمان های کهن روی برگ ، پوست ، گل ، استخوان و سنگ ، حکاکی و به نوعی می توان گفت چاپ دستی انجام می داده اند که استفاده از این ابزار تا قرون وسطی ادامه داشته است . مصریان از گیاه پاپیروس ، که در آن زمان در سواحل رود نیل به فراوانی روئیده می شود ، برای چاپ الواح حکاکی شده به عنوان صفحه ی حامل یا کاغذ استفاده می کرده اند
با آثار باقی مانده در چین مثل مهر ها و چاپ های دستی پول که در دوره کوبلا یخان و چاپ های دستی مهمی که در اواخر دوره های 206 قبل از میلاد تا 221 بعد از میلاد نشان دهنده ی این واقعیت است که چین مهد چاپ در جهان پیش از اختراع حروف فلزی نوشتاری گوتنبرگ در آلمان بوده است .
اولین کنده کاری های تصویری روی چوپ در زمان امپراطوری سلسله ی تانگ با مضامین مذهبی بودایی چاپ شده است . کشف بزرگ ترین الواح حکاکی شده در غار بودا در ترکستان مجموعه ای از الواح چوبین بوده که تصاویر بودای نشسته روی آن حکاکی شده که تاریخ آن به 868 میلادی می رسد و همچنین کتاب هایی که به شکل آکاردئونی تصاویری از بودا به شیوه ی حکاکی روی چوب چاپ شده است
در قرن سوم میلادی دو وسیله به عنوان زمینه ی ثبت چاپ دستی و نوشتن مورد استفاده قرار می گرفته است . ابریشم به شکل طومار های پارچه ای و نوعی کاغذ که از ته مانده های ابریشم خام بوده و تعدادی از آن ها در سمرقند ، که یکی از مراکز مهم تولید کاغذ بوده ، به دست آمده است . این در حالی است که اروپا در اواخر قرن چهاردهم به این مهم دست می یابد

 

منبع:

http://forum.charnabsh.com

 




دوشنبه یازدهم مهر 1390
نوشته شده در  


اولین روز دبستان باز گرد                        کودکی ها شاد و خندان باز گرد


باز گرد ای خاطرات کودکی                    بر سوار اسبهای چوبک


خاطرات کودکی زیبا ترند                        یادگاران کهن مانا ترند


درسهای سال اول ساده بود                  آّب را بابا به سارا داده بود


درس پند آموز روباه و خروس                  روبه مکار و دزد و چاپلوس


روز مهمانی کوکب خانم است                سفره پرازبوی نان گندم است


کاکلی گنجشککی با هوش بود              فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز و سرمایی شدید               ریزعلی پیراهن از تن میدرید


تا درون نیمکت جا میشدیم                     ما پر از تصمیم کبری میشدیم


پاکن هایی ز پاکی داشتیم                     یک تراش سرخ لاکی داشتیم


کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت           دوشمان از حلقه هایش درد داشت


گرمی دستانمان از آه بود                      رنگ دفترها به رنگ کاه بود


مانده در گوشم صدایی چون تگرگ         خش خش جاروی با پا روی برگ


همکلاسیهای من یادم کنید                     باز هم در کوچه فریادم کنید


همکلاسیهای درد و رنج وکار                   بچه های جامه های وصله دار


بچه های دکه سیگار سرد                      کودکان کوچک اما مرد مرد


کاش هرگز زنگ تفریحی نبود                 جمع بودن بود و تفریقی نبود


کاش می شد بازکوچک می شدیم          لا اقل یک روز کودک میشدیم


یاد آن آموزگار ساده پوش                        یاد آن گچها که بودش روی دوش


ای معلم هم نام و هم یادت به خیر           یاد درس آب و بابایت به خیر


ای دبستانی ترین احساس من                باز گرد این مشقها را خط بزن





جمعه یکم مهر 1390
نوشته شده در  


نمونه هایی از عکس های آناگلیف

لطفا برای دیدن عکس ها وارد سایت شوید

http://dabiri.8m.com/img01/preview_html/ana1.html

 




سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
نوشته شده در  


www.iran3dtv.com


فعالیتهای آقای فــرامــرز قــهرماني فر
 در فیلمبرداری -
فیلمسازی سه بعدی و استریوفتوگرافی (عکاسی سه بعدی)

می باشد در این سایت  شما  با کار و فعالیت های آقای قهرمانی فر  آشنا میشوید. 

برای آشنایی بیشتر می توانید به سایت زیر رجوع فرمائید

http://www.iran3dcenter.com/

 

 

 

برای دیدن نمونه عکس های سه بعدی آقای فرامرز قهرمانی فر

  ادامه مطلب را کلیک نمایید



ادامه مطلب

سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
نوشته شده در  


مقدمه ای بر صنعت لنتیکولار
صنعت لنتیکولار را می توان صنعت فرآوری دو یا چند تصویر در مجاورت یکدیگر برای نمایش روی یک سطح در نظر گرفت. در این صورت امکان نمایش هم زمان دو تصویر که با اختلاف منظر (زاویه دید) گرفته شده اند نیز فراهم شده و بدین ترتیب می توان تصاویر سه بعدی را نیز روی این سطح به نمایش گذاشت.

● تاریخچه

اولین تلاش ها برای ایجاد تصاویر لنتیکولار به سال های آغازین سده نوزدهم میلادی باز می گردد. اولین تجربه ها در این زمینه به نام Barrier Technique شناخته می شود. مبنای این روش تقسیم دو یا چند تصویر به نوارهای نازک و قرار دادن آن ها کنار یکدیگر در فاصله معینی از یک صفحه غیر شفاف است که نوارهایی به عرض نوارهای تصویر در آن بریده شده بود. در صورت مشاهده این مجموعه از یک فاصله معین، نوارهای مربوط به دو تصویر متفاوت به چشم بیننده می رسید و بدین ترتیب تصویر استریو یا سه بعدی به نظر می رسید. این روش از تلاش های نقاش فرانسوی به نام بوا کلرBois Clair) ) که در سال ۱۶۹۲ تلاش کرده بود آثارش را به این روش تولید کند، الهام گرفته بود.

سپس در سال های دهه ۱۹۴۰ پژوهشگرانی در کشور شوروی با استفاده از این روش تصاویری را تولید کردند که نمایش آن تنها در یک سالن بزرگ با پرده نمایش دوار و تعداد محدودی صندلی که در محل خاصی تعبیه شده بود، امکان پذیر می شد. وزن تجهیزات لازم برای این سالن به چند تن می رسید.

کمی به عقب برگردیم،در سال ۱۹۰۸ پروفسور گابریل لیپمن تلاش کرد با چسباندن تصاویر به صفحه ای که از لنزهای ریز محدب ساخته شده بود چند تصویر را با هم ادغام کرده و یا رنگ را به تصاویر اضافه کند. در این روش به دلیل متفاوت بودن زاویه دید دو چشم انسان، تصاویر متفاوتی در اثر انکسار نور در عبور از لنزهای ریز، به چشم می رسید. نتیجه کار او موفقیت آمیز بود. این تجربه اولین قدم ها برای تولید تصاویر هولوگرافی به شمار می آید. پروفسور لیپمن برای این اختراع جایزه نوبل را در همان سال دریافت کرد.

برای اولین بار در دهه ۱۹۲۰ بود که از عدسی های ریز استوانه ای محدب تخت (مشابه روش هایی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرد) برای تولید تصاویر لنتیکولار استفاده شد. این روش مشابه اولین روش هایی بود که برای تولید تصاویر رنگی از امتزاج عکس های سیاه و سفید یکسان برای نمایش با فیلترهای رنگی استفاده می شد.

ادامه این تلاش ها توسط افراد مختلف (از دهه۱۹۳۰ به بعد) به ارائه اولین تصاویر کامپیوتری که به تصاویر لنتیکولار امروز شبیه بودند توسط گروهی از دانشمندان ژاپنی در سال ۱۹۷۸ منجر شد .اولین تصاویر لنتیکولار با وضوح (رزولوشن) بالا در سال ۱۹۹۰ ارائه شد. در این فاصله هزاران روش مشابه تجربه شد که هیچ کدام نتوانست موفقیت تجاری نظیر سیستم لنتیکولار امروزی را به دست آورد.

●صنعت لنتیکولار

با توضیحات اشاره شده در بالا صنعت لنتیکولار را می توان صنعت فرآوری دو یا چند تصویر در مجاورت یکدیگر برای نمایش روی یک سطح در نظر گرفت. در این صورت امکان نمایش هم زمان دو تصویر که با اختلاف منظر (زاویه دید) گرفته شده اند نیز فراهم شده و بدین ترتیب می توان تصاویر سه بعدی را نیز روی این سطح به نمایش گذاشت. در مجموع امکانات صنعت لنتیکولار برای نمایش تصاویر متعدد روی یک سطح را می توان به ترتیب زیر برشمرد:

۱ فلیپ فلاپ (Flip Flop)

در این روش دو یا چند تصویر مرتبط که تفاوت هایی باهم دارند و به ترتیب خاصی کنار یکدیگر چیده شده اند با تغییر زاویه دید، به طور پیاپی و به ترتیب به چشم بیننده می رسد.

۲ مورف (Morph)

در این روش دو تصویر ابتدایی و انتهایی که با نرم افزارهای خاصی به صورت متامورف (تغییر تدریجی از یک تصویر به تصویر دیگر) آماده سازی شده اند، با تغییر زاویه دید بیننده به صورت تبدیل تدریجی یک تصویر به تصویر دیگر قابل مشاهده خواهد بود.

۳ زوم (Zoom)

در این روش با تغییر زاویه دید یک تصویر به تدریج به جلو و یا عقب حرکت می کند و یا به عبارت دیگر بزرگ تر یا کوچک تر دیده می شود.

۴ انیمیشن (Animation)

در این روش یک سکانس کوتاه انیمیشن (مثلا پرش اسب از روی یک مانع) با تغییر زاویه دید قابل رویت خواهد بود. این تصاویر، ابتدا به دو صورت تصاویر کامپیوتری یا فیلمبرداری ویدئویی می تواند تهیه شده باشد.

۵ تصاویر سه بعدی لایه گذاری شده (Layered ۳D)

در این روش با لایه لایه کردن تصاویری که در ابتدا به صورت معمولی عکاسی شده اند، بیننده احساس عمق و سه بعدی بودن تصویر را خواهد داشت. این تصاویر می توانند توسط کامپیوتر ساخته شده و یا با دوربین های عکاسی گرفته شده باشند.

۶ تصاویر سه بعدی ساخته شده با کامپیوتر(Computer Generated ۳D)

در این روش تصاویری که اجزای آن به شکل سه بعدی در کامپیوتر ساخته شده و شامل موجودات جاندار، اشیا و اجزای محیط باشند، به همان شکل و با احساس عمق در تصویر دیده خواهند شد.

۷ تصاویر سه بعدی عکاسی شده از اشیا، افراد و ابنیه(Real ۳D Photography)در این روش با گرفتن عکس های متعدد هم زمان از اشیا، افراد و ابنیه، با فرآوری توسط نرم افزارهای مخصوص، تصویر چاپ شده به صورت سه بعدی دیده خواهد شد.

این صنعت که از سال های دور، تنها به شکل کارت پستال های تزئینی ارائه می شد، امروزه با توسعه سیستم های جدید، در حال تبدیل شدن به یکی از بهترین حامل های رسانه ای است. این سیستم با همه امکانات و محدودیت هایش، در مقایسه با سایر سیستم های سه بعدی و تصویر متغیر، مزیت های ویژ ه ای دارد. مزایای تصاویر سه بعدی و متحرک لنتیکولار نسبت به روش های مشابه عبارتند از:

امکان کوچک نمایی و بزرگ نمایی و تهیه تصاویر مناسب از محل ها یا اشیای مورد نظر (از تصاویر تولید شده توسط کامپیوتر تا عکاسی از ابنیه) امکان چاپ در اندازه های مختلف با استفاده از یک نسخه اوریژینال

قیمت مناسب در مقایسه با سایر سیستم های مشابه

عدم امکان تهیه کپی غیر مجاز از نسخه های توزیع شده (در صورت تهیه کپی های غیر مجاز، نسخه بدلی نمی تواند شبیه نسخه اصلی باشد)

امکان ردیابی دقیق تهیه نسخه های بدلی احتمالی

سبک بودن وزن مواد بکار رفته

قابلیت انطباق با تغییرات تکنولوژی

●ابعاد و تیراژ

تصاویر لنتیکولار از ابعاد یک سانتی متر مربع تا بیل بوردهای بزرگ تبلیغاتی، بدون محدودیت اندازه، قابل تولید هستند.

تصاویر تهیه شده به این روش از یک نسخه تا هر تعداد قابل چاپ و ارائه خواهند بود.

●روش مشاهده

تصاویر تولید شده به این روش بدون محدودیت در استفاده از منابع نوری و یا استفاده از عینک و تجهیزات خاص دیده می شوند. نوردهی مستقیم و یا از پشت، هردو برای رویت این تصاویر ممکن خواهد بود.

●جنس مواد

مواد به کار رفته در تولید تصاویر لنتیکولار از جنس مواد پلیمرهای بادوام و مرغوب بوده و در دو شکل نرم (برای مصارف عمومی) و سخت (برای بیل بوردها) ساخته می شوند. این مواد ضمن دوام فوق العاده در مجاورت نور آفتاب و سایر عوارض طبیعی، به راحتی قابل بریده شدن و شکل دهی هستند.

مواد به کار رفته در این روش کاملا غیرسمی بوده و خطری برای افراد (به خصوص کودکان) و مواد خوراکی و آرایشی بهداشتی در اثر تماس و مجاورت ایجاد نمی کند.

●موارد استفاده

با تغییرات دائمی و تحولات صنعت کامپیوتر و چاپ، هر روز کاربردهای جدیدتر این صنعت مورد توجه قرار گرفته و به بازار معرفی می شود. با وجود بدیع بودن این صنعت در کاربردهای شناخته شده ای مثل بازار تبلیغات، کاربردهای دیگری نظیر استفاده در کارتوگرافی، جراحی، نجوم، تلویزیون و .... برای آن به وجود آمده که به تدریج به بازار مصرف معرفی می شوند. برخی از کاربردهای جاری تصاویر لنتیکولار را در استفاده برای تولید لوازم التحریر، بسته بندی در اشکال مختلف، هدایای تبلیغاتی، بسته های آموزشی، تقویم، پوستر و بیل بوردهای تبلیغاتی می توان برشمرد.

●روش تولید تصاویر لنتیکولار

تصاویر لنتیکولار را با استفاده از نرم افزارهای خاص که با کیفیت های متفاوتی در بازار موجود هستند می توان تولید کرد و با سیستم های خاص لیتوگرافی و چاپ افست و یا دیجیتال چاپ و ارائه نمود. مهم ترین موضوعی که در تولید و ارائه این تصاویر بایستی مورد توجه قرارداد، اختصاصی بودن دانش فنی تولید تصاویر قابل قبول با تکیه بر دانش فنی فراوان و تسلط به همه جوانب فنی و هنری گرافیک، نرم افزارهای گرافیکی و اختصاصی مربوطه، عکاسی، لیتوگرافی و چاپ است و به دلیل کمتر فراهم شدن امکان جمع آوری همه تخصص های گوناگون در زیر یک سقف، تعداد شرکت ها و موسساتی که توانسته اند شرایط لازم برای طراحی و تولید این تصاویر را فراهم سازند، چندان زیاد نیست. در واقع بسیاری از دیگر شرکت های فعال در این زمینه، عملا فروشنده تولیدات این موسسات هستند.

فهرست منابع برای مطالعه بیشتر

۱ Boltiansky, A. G., and Ovsiannikova, N. A., Stereoscopic Cinematography in the Soviet Pavilion at the Expo ۷۰, Cine Technology and Television (in Russian), ۲۲ ۲۷ (Oct. ۱۹۷۰).

۲ Burckhardt, C. B., and Doherty, E. T., Beaded Plate Recording of Integral Photographs, Appl. Opt. ۸, No. ۱۱, ۲۳۲۹ ۲۳۳۱ (Nov. ۱۹۷۶).

۳ Chamberlin, G. R., The Characterization of Lenticular Sheets and Parallax Barriers for S.D Imaging. Proc.

۴ Collender, R. B., The Stereoscopic Movie System Without Glasses, Information Display, ۲۳ ۳۰ (Sept./Oct. ۱۹۶۸).

۵ Davis, N., McCormick, M. and Yang, L., Three dimensional imaging systems: a new development, Appl. Opt. Vol. ۲۷, no.۲۱ (Nov. ۱۹۸۸)

۶ DeMontebello, R. L., Wide angle integral photography The Integram System, in Proc. ۱۹۷۷ SPIE Annu. Tech. Conf. (San Diego, CA) seminar ۱۰, no. ۱۲۰ ۰۸, Tech Digest pp۷۳ ۹۱, (Aug. ۱۹۷۷)

۷ Higuchi, H. and Hamasaki, J., Real time transmission of three dimensional images formed by parallax panoramagrams, Appl. Opt., vol. ۱۷, no. ۲۴, pp. ۳۸۹۵ ۳۹۰۲, (Dec.۱۹۷۸)

منبع :http://www.aftabir.com



سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
نوشته شده در  


 

پيكو آكريل مات M- 1001

جلوه شكيل مات با اندكي انعكاس نور .

پيكوسيل كوت SL -1200

سيلر/ پرايمر SL-1200 بر پايه مواد سيليكوني حلالي براي حفظ و دوام سطوح سيماني ـ بتوني ـ آجري و سنگهاي آهكي در مقابل آب و نفوذ آلودگي ها مي باشد .

پيكو تكس S-110 Silk

نيم براق

رنگ ممتاز لاتكس امولسيوني با جلوه ابريشمي و انعطاف بالا

پيكو آكريليك تمام مات (رنگ نما) SER-3000

پيكو آكريل UMP-2100

آستر/ضد زنگ فلزات

پيكو آكريل تمام مات F-1000

پيكو آكريل تمام مات ( رنگ نما ) SLA-2000

 

در سایت 

     http://www.paintshop.blogfa.com

 

 




دوشنبه چهاردهم شهریور 1390
نوشته شده در  


نقاشي: 
رنگ با ايجاد يك لايه نازك روي سطح ماليده شده مثل پوشش عمل مي كند. اين پوشش بايد 3 كار انجام دهد:
پوشش زيري را كاملاً نهي كند. بايد از آن محافظت كند. در جاي خود بماند. تمام رنگ ها از 3 ماده تركيب مي شوند:
رنگ دانه – ماده همبند (منعقد كننده) – كاتاليزگر. رنگ دانه ها به پوشش، رنگ و قدرت مخفي كننده گي مي دهند. ماده همبند باعث مي شود كه قسمتهاي مختلف رن گبه يكديگر بچسبند و پس از خشك شدن مثل يك پوشش پيوسته عمل كنند وهمچنين رنگ را به سطح زبري محكم بچسباند.
ماده سوم، كاتاليزگر، باعث مي شود رنگ روان و نرم شود و هنگام خشك شدن تبخير شود. كارخانجات رنگ سازي با تنظيم نسبت رنگ دانه به همبند مي توانند رنگي توليد كننند كه روي سطوح صاف، مات، براق، پارچه ابریشمی براق یا سطح بسیار سیقلی خشک شود و بچسبد. انتخاب آن به نظر شخص بستگی دارد با توجه به وضعیت براق کننده تمام نواقص راهای لایت می­کند در حالی که مات کننده آنها را پنهان می کند.

انواع رنگ:
 رنگهای پایه آبی دارای رنگ دانه و ماده همبندی هستند که صورت معلق در یک قطره کوچک آب است که معمولا رنگ امولیسونی (لاتکس) نامیده می­شوند. رنگهای آلکید پایه حلال (روغنی) دارای رنگ دانه و ماده همبندی هستند که در یک حلال نفتی حل شده است و نسبت به رنگ های پایه آب مدت زمان بیشتری طول می­کشد تا خشک شود و به دلیل آگاهی از ریسک تنفس آن، استفاده از این رنگ در حال

کاهش است و هم اکنون در برخی از کشورها به طور قانونی ممنوع اعلام شده است رنگ شامل چندین مواد افزودنی دیگر نیز می باشد که عملکرد آن را بهبود می­بخشند. مورد توجه ترین آنها ماده ای است که است به رنگ غلظت و خاصیت ضدشره می­دهد که اجازه­ می­دهد رنگ بیشتری روی قلمو زد و  می توان لایه ضخیم  تری از رنگ ایجاد کرد و معمولا یک لایه از رنگ کافیست.
سیستم های رنگ:
یک لایک رنگ برای رنگ آمیزی بادوام بسیار نازک است و برای ایجاد یک پوشش با کارآمد لازم باید یک ساختاری متشکل از چند لایه رنگ داشته باشیم که بستگی به نوع رنگ مورد استفاده و سطح مورد نظر برای رنگ دارد. اولین لایه به عنوان آستر است که باعث می شود مثلاً زرین طبیعی چوب آب بندی شود و مانع از آن می شود که رنگ به خورد سطح نفوذپذیر و منفذدار برود. لایه بعدی را لایه نخستین می نامند و به  عنوان یک بستر مناسب برای چسبیدن رنگ به شمار می رود. در سطوح فلزی مانع از پوسیدن  و اکسید شدن فلز می گردد. لایه نخستین همچنین به عنوان یک آستر نیز می تواند عمل کنید. لایه سوم رنگ زیرین نامیده می شود که تشکیل لایه رنگی را می دهد و رنگی شبیه به رنگ نهایی ایجاد می کند و ماده ی غیرقابل نفوذ با رنگ هماهنگ دارد. لایه چهارم یا لایه نهایی را به ما می دهد. دیوارها، این ساختار شامل 2 یا 3 لایه از یک رنگ می باشد. مگر اینکه بخواهیم // از قبیل خاصیت قلیایی بالا یا روزنه دار بودن بیش از حد آن سطح را برطرف کنیم.  // یک لایه گرد مانند و بسیار نازک از رنگ است.
آبي و خاكستري رنگهاي ملايم و با نشاطي هستند كه مخصوصاً با اتاق بچه متناسب است. انتخاب يك رنگ روشن براي نردبان يك كنتر (تضاد) است رنگي ايجاد مني كند. سطح اين ها بايد طوري طراحي شود كه در مقابل رفتار خشن مقاومت داشته باشند.
 
 
رنگ زرد انتخاب شده برای دیوارهای این آشپزخانه یک طرح رنگی اساسی به وجود آورده که با رنگهای شفاف و ملایم چوبی مطابقت دارد.
 
 
لایه نخستین (آستر) برای رنگ آمیزی دیوارهایی که با رنگ حلال رنگ شده اند مورد استفاده قرار می­گیرد. در چوب آلات، لایه اول مایعی است به نام لاک و الکل که  مانع از نفوذ لایه رنگ به الیاف و رگه های چوب می­شود. سپس نوبت لایه نخستین چوب می­شود. که بعد از آن لایه زیرین و لایه نهایی زده می شود. برای بالا بردن سرعت زنگ زدن، کارخانجات رنگ سازی یک رنگ کامل تولید کرده­اند که ترکیبی از لایه نخستین و لایه زیرین و لایه نهایی است و فقط باید آستر واجد گانه زد.
در فلزات، لایه نخستین عموماً لازم است. برای آهن و استیل از آستر «فسفات روی» و برای آلمینیوم چندین آستر خاص استفاده می­شود و بعد از لایه زیرین و لایه نهایی است مثل چوب.
مس، برنج و سرسب را می­تواند بدون آستر و مستقیم رنگ زد به شرطی که کاملاً چربی آن را با تینر (حلال رنگ) از بین ببریم.
براق کننده ها و لکه­های چوب:
براق کننده در واقع همان رنگ است بدون رنگ دانه. اکثر براق کننده ها حاوی رزین پلی یورتان و حلال هستند (مثل رنگ روغن) و این در حالی است که براق کننده های اکریلیک پایه آب بیشتر مورد استفاده عموم قرار می­گیرند. براق کننده­های موجود که دارای ساتن / ابریشم یا براقی زیاد هستند، یا بدون رنگ هستند یا مقدار بسیار کمی رنگ دارند.
برای انواع پایه حلال از تینر و برای انواع اکریلیک پایه آب از آب به میزان 10 درصد برای رقیق کردن استفاده کنید و ترجیحا با پارچه آنرا روی سطح بمالید تا به خورد الیاف چوب برود. وقتی  لایه اول خشک شود آنرا با سنباده نرم به آرامی صاف کنید و بعد از آن لایه نهایی و قدرتمند ترا بزنید. برای سطوحی که به نظر می رسد قدرت جذب بیشتری دارند یک لایه دیگر اضافه کنید. لاک و الکل چوب بر خلاف براق کننده ها و رنگ­ها باید به خورد چوب برود و بعد از آن باید براق کننده را زد تا سطح صاف و بادوامی داشته باشیم. لاک و الکل چوب در دو نوع آبکی و حلال و در انواع و اقسام رنگ و سایه وجود دارد. می­توان از رنگ متفاوت برای بدست آوردن سایه­های میانی استفاده کرد و براق کننده را می­توان با آب یا تینر رقیق کرد تا روشن تر شود. لاک و الکل چوب را می­توان با قلمو، غلطک رنگ و پارچه زد. باید سریع اینکار را انجام داد تا لبه های  خیس آن یکی شود و از دو لایه شدن آن جلوگیری شود  و وقتی خشک می­­شود سایه روشن نشود. لاک و الکل آبکی باعث بلند شدن الیاف چوب می­شود که یکنواختی رنگ را خراب می­کند. راه حل این است که اول ا زهمه سطح را سنباده بزنید و سپس آنرا با دستمال خیس مطلوب کنند تا تمام الیاف چوب بالا بیاید و بعد از و بعد از خشک شدن دوباره با سنباده نرم آن را صاف کنید و بعد از آن لاک و الکل را بزنید.
براق كننده ها كمك مي كنند كه بافت چوب به خوبي مشخص شود استفاده از لاک زیبایی چوب را کاملاً فراهم می­سازد. از کف و اطراف شومینه گرفته تا قصه­ها و بقیه وسایل خانه
 
 
 
تميز كردن تجهيزات نقاشي:
اگر از رنگ پایه آب استفاده کرده­اید آنها را با آب و صابون بشورید. و اگر از رنگ پایه حلال استفاده کرده­اید یا تینر یا برس تمیز کننده مربوطه آن را تمیز کنید. رنگ سفت شده را یک شب در تینر بگذارید و سپس با آب داغ و صابون بشورید.
 
 

منبع:   http://sakhtemanema.ir

 




یکشنبه سیزدهم شهریور 1390
نوشته شده در  


 
    بارزترین تفاوت بین مجسمه های قدیمی وجدید،کاربرد رنگ است...مجسمه بدون رنگ رویکرد اخیری در مجسمه سازی است که در دوره رنسانس و با تمایل به سوی مجسمه کلاسیک-که درآن زمان فاقد رنگ شده بود-معرفی گردید واین سبک از گذشتگان به ما رسیده است. پیکره شیری رنگ حک شده در سنگ مرمر که به سال 1929 باز می گردد،نمونه کاملی از مجسمه سبک کلاسیک است...

تأثیر رنگ در مجسمه سازی در طی قرون

. مجسمه سازان دوره رنسانس باخلق دوباره زیبایی دنیای باستان،از به کاربردن رنگ خودداری نمودند.سه قرن بعد،هنگام انقلاب نئوکلاسیک(کلاسیک جدید)،پیکره های کاملاً سفیدرنگ تبدیل به گزینه ای بدون چون وچرا شدند.این سوء تعبیر درمورد هنرهای تجسمی یونان باستان چنان فراگیر بود که باستان شناسی جدید آنرا ردکرد وبه کارگیری رنگ درآثار به منزله توهینی به مخاطب آگاه بود وباعث جاروجنجال زیاد ومخالفت گسترده ای شد.باوجود تجربیاتی در زمینه آثار رنگی،بیش از پنجاه سال به طول انجامید تا کاربرد رنگ در مجسمه های دوبعدی وسه بعدی احیا شود. تحسین دنیای باستان که بار دیگر در اواسط قرن18میلادی باکشف خرابه های پومپی و هرکولانیوم وانتشار کتاب"تاریخ هنر باستان"به قلم"وینکل مان" به وجود آمد،اروپاییان را به بازدید از این آثار درایتالیا کشاند.مجسمه سازان انگلیسی که به منظور مطالعه وکار به این کشور سرازیر شدند را می توان پیشگامان ایده آثار سنگ مرمری تک رنگ دانست که از سبک یونانی پیروی می کردند.کانووا،تور والدسن و بار تولینی،گروه سه نفری مشهور سبک نئوکلاسیک از شورواشتیاق انگلیسی ها برای کار با سنگ مرمر سفید بی روح پیشی گرفتند و ایده‌ "سادگی اصیل وشکوه آرامش بخش" وینکل مان را به عنوان آرمان سبک نئوکلاسیک در ارائه آثاری جاویدان برگزیدند.اندیشه"کلاسیک جدید" آنان که به غایت در آثار کاملاً سفید وبدون رنگ حک شده درسنگ مرمر ایتالیایی مشهود است،برای اولین بار درتاریخ(هرچند به طور موقت)باعث برتری مجسمه بر نقاشی شدواین سنگ های مرمرغالباً در منطقه"کارارا"مورد استخراج،پردازش وصیقل دادن قرار می گرفتند تا جلای بلوری پیدا کنند. نخستین مجسمه سازان حرفه ای آمریکا غافل از تحولات سایر نقاط دنیا،به طور خودآموز برای واقعیت نمایی در زمینه کارهای دستی شروع به استفاده از رنگ نمودند.در دوران استعمار،"پی شنت رایت"(1786-1725)نقوش برجسته وپیکره های مومی ناتورالیستی رنگ شده ای را خلق کرد و سرانجام چندین موزه نمایش آثار مومی را در لندن و نیویورک به منظور ارائه مجسمه های مومی خود از افراد سرشناس تأسیس نمود."ویلیام راش"(1833-1756)،مجسمه ساز موفق سازنده دماغه های کشتی با بکارگیری رنگ برای شبیه سازی مواد به انواع مرغوب تر، اولین هنرمند آمریکایی بود که آثارش تحولی در ساخت مجسمه های حقیقی ایجاد کرد.راش با رنگ یا آب طلاکاری کردن مجسمه های بزرگی از چوب کاج،مثل پیکره های تنومند نمادین کمدی وتراژدی(1808)،توانایی ذاتی خود دراین زمینه را به اثبات رساند،ولی حتی با ساخت مجسمه جورج واشنگتن(1814)که با شور وحرارت زیاد به اتمام رسید وبه منظور مشابهت با سنگ مرمر به رنگ سفید درآمد هم نتوانست اثری را در سبک"کلاسیک جدید"خلق کند.شکل گیری حقیقی سبک نئوکلاسیک در آمریکا،در دهه 1830،همزمان با ورود"هوراشو گریناف"آمریکایی(1852-1805)به ایتالیا به قصد فراگیری این شیوه روی داد.وی با اقامت در فلورانس،اولین مجسمه ساز مهاجر در ایتالیا لقب گرفت ونخستین آمریکایی بود که کنگره،مأموریت ساخت مجسمه یادبود"جورج واشنگتن"برمسند قدرت(1841-1832)را به وی واگذار نمود.مجسمه یادبودی را که گریناف دراندازه های طبیعی از همسرش ونوس ویکتریکس ساخت وبه وی هدیه داد،ارائه پیکره های بدون پوشش را در آمریکا رواج داد.هیرام پاورز،آمریکایی دیگری بود که برای تحصیل به ایتالیا رفت.اثر وی با عنوان "برده یونانی"(1839)که با نمایش رنج زیاد دخترک یونانی که ترک ها وی را به بردگی فروخته بودند،از حساسیت دوره ملکه ویکتوریا نسبت به برهنگی پیکره ها کاست وبسیار مورد تحسین وتمجید قرار گرفت.گریناف وپاورز،به همراه دو نسل دیگر از مجسمه سازان آمریکایی کار با سنگ مرمر(که اغلب در ایتالیا برش داده می شد)را در سراسر این کشور دز ساخت آثار عمومی وخصوصی خود رواج دادند. با این وجود،شکوفایی احساسات رمانتیک،به تدریج علاقه به کاربرد رنگ را درآثار ساخته شده از سنگ مرمر،گل،رس،گچ،سفال برانگیخت."هونور دامیر"(1879-1808)هنرمند سنت شکن سبک رئال با ساخت مجموعه ای از مجسمه های نیم تنه کوچک از گل رس طی سال های1835-1832انقلابی در هنر مجسمه سازی ایجاد کرد.وی با خلق مجسمه های کوچکی از کاریکاتور شخصیت های سیاسی معتصر خود از جمله"ژان کلود فالکرون"(1859-1774)درسال 1832،ازآنها به عنوان نمونه هایی برای دومجموعه طنزآمیز از آثار چاپ سنگی خود استفاده نمود.آثارسفیدو سیاه به ندرت قابلیت برابری کردن با نیم تنه های رنگی را داشت که" غلو و استفاده از رنگ های متفاوت درآنها،رئال بودنشان را تشدید کرده بود." مجسمه های رنگی رئال چند دهه بعد در آمریکا با معرفی آثار"گروه راجرز"به سبک نئوکلاسیک تحمیل شدند وجان راجرز(1904-1829)آثاری برگرفته از تاریخ و وقایع معاصر را ارائه نمود که با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.پس از پایان تحصیلات نه چندان موفق خود در رم وپاریس،وی به آمریکا بازگشت وبه ساخت مجموعه مجسمه های کوچکی سوار برپایه پرداخت.نخستین آثارش در این زمینه به نام"شطرنج بازان"و"حراج بردگان"در سال1860 آن چنان موفق بود که راجرز شروع به تولید انبوه چنین مجموعه هایی از جنس گچ نمود وآنها را با استفاده از گل اخرای سوخته واکسید روی به رنگ گل رس درآورد.کمی بعد،پاریس جایگزین رم وفلورانس شد وعنوان مرکز دنیای هنر رابه خود اختصاص داد وآمریکایی ها گروه گروه به منظور فراگیری هنر ومعماری به این شهر وارد شدند. کشف رسواگر مجسمه های باستانی رنگی در یونان همزمان با انتقاد شدید سایر جریانات هنری به سبک نئوکلاسیک روی داد.درپی جنگ های یونان برای آزادی ودرحفاری های دهه1830 درمنطقه آکروپولیس آتن وحفاری های اواخر دهه1850 درسایر مناطق مهم این کشور،شواهد انکارناپذیری از وجود آثار هنری ومعماری رنگی و حکاکی شده درتمام دوره های تاریخی یونان باستان به دست آمد."جان گیبسون"انگلیسی(1866-1790)که در زمان تحصیل همدوره"کانووا"و"توروالدسن"و همچنین یکی از طرفداران سرسخت سبک نئوکلاسیک بود،با تحسین آن آثار هنری خارق العاده،به این سبک پشت کرد.وی در پایان یک دوره حرفه ای طولانی وموفق در رم وساخت مجسمه های کاملاًسفید برای هموطنان انگلیسی اش،تزئینات،شنل وتاج مجسمه تمام قد ملکه ویکتوریا(1850)را که مأموریت ساختنش را خود ملکه به وی داده بود،رنگ آمیزی کرد.هنگامی که گیبسون این اثر را در آتلیه هنری خود در رم به نمایش گذاشت،همه انگلیسی ها آنرا مورد انتقاد قرار دادند.اما وی ادعا کرد این هنرمندان به لطف درک جدید خود از بی مزگی مجسمه های سفید مرمری درمقایسه با رنگارنگی آثار اصیل یونانی،تلویحاً اثر وی را تأیید کردند. گیبسون با رنگ رقیق زدن به مجسه"ونوس"(55-1851)ورنگ آمیزی موها،چشم هاو حاشیه تزئینی پرده دور آن با تمسخر وانتقاد بیشتری مواجه شد.این مجسمه انتقادآمیز به علت پشت کردن به آن چه تا آن زمان نمونه کاملی از«زن انگلیسی بدون پوشش و گستاخ» محسوب می شد چه در روم(که به مدت 4 سال به نمایش در آمده بود)‌و چه در لندن مورد نفرت و بیزاری قرار گرفت . از دید مسیحیان ، کاربرد رنگ به مجسمه شکل و صورتی کافرانه داده و موجب تشدید توهین به مقدسات شده بود . با وجود اختصاص مکان نمایش عالی به مجسمه ونوس و دو اثر رنگی دیگر گیبسون در نمایشگاه بزرگ سال 1862 در لندن ، مجله هنری مشهور آتنوم در مورد آن چنین نوشت :«این اثر آنقدر زننده است که همه گیرایی و هر گونه اثری از الهه بودن ونوس را از بین برده است .» کاربرد رنگ در آثار گچی در ابتدا مورد قبول نبود و انتقادات شدید یا شگفتی مخاطبان را بر می انگیخت . هنگامی که «توجه خاص از برتری مجسمه های حکاکی شده بر گرفته از زیبایی شناختی سبک نئو کلاسیک به کشف قابلیتهای آثار الهام گرفته از مدل های زنده یا نقاشی شده تغییر یافت «رونق مجدد استفاده از رنگ در مجسمه های دوره رمانتیک تقریباً تحت الشعاع شیفتگی روزافزون هنرمندان به خلق آثار برنزی قرار گرفت . هر چند این امر بالاخره در آخرین دهه 19 روی داد و کاربرد رنگ در آثار هنری احیا شد . «ژان لئون رژروم»(1904- 1824) نقاش و مجسمه ساز فرانسوی و سرپرست کانون نقاشان «نئوگرک» در اثر رنگ روغن خود با عنوان «نقاشی به مجسمه زندگی می بخشد» (1893) به حمایت از کاربرد رنگ در مجسمه سازی پرداخت . وی با انعکاس کشف تعداد زیادی از مجسمه های کوچک سفالین در منطقه باستانی تانگارا در سال 1874 ، مجسمه های کوچک نانگارای خود را (1890) رنگ آمیزی کرد و طیف وسیعی از مواد و موم های رنگی را برای رنگ کردن مجسمه ها و نیم تنه هایی چون «سارابرنادت» (1895)به کار برد. توجه به فرهنگ های بیگانه ، آثار مجسمه سازان را در هر سنی که باشند تحت تأثیر قرار داده و حساسیت آنان را به کاربرد گویای رنگ ، چه در آثار واقعیت گرا و چه نمادگرا ، افزایش داده است . در اواسط قرن 19 میلادی ، در اوج دوره سبک رمانتیک ، هنر مجسمه سازی بیان گر موج تازه ای از شگفتی و شرق گرایی بر گرفته از سرزمین های عربی حوزه دریای مدیترانه و ترکیه کنونی بود . دوره سلطه دوم به سرکردگی چارلز کوردیر(1905-1827) ، کاربرد رنگ در مجسمه سازی را کاملاً احیا نمود . شوق وی به مطالعه نژادهای گوناگون ، کوردیو را به سفر در منطقه آفریقایی شمالی کشاند و منجر به خلق مجموعه ای از نیم تنه های بومی- قبیله ای رنگی از سنگ مرمر و سایر مواد ارزشمند دیگر شد . اثر «دختر یهودی الجزایری» (1862) که یکی از برجسته ترین آثار این مجموعه به شمار می آید «معجزه ای از پیچیدگی فنی است که در خدمت تضادهای غنی رنگ و بافت قرار دارد .» پل گوگن (1903-1848) چند دهه بعد با الهام گرفتن از آثار شرق دور در نمایشگاه یونیورسال شهر پاریس در سال 1889 ، در رویای دریاهای جنوب راهی این منطقه شد و مدتی در آنجا اقامت نمود .«رازسوئز» اثر حکاکی شده و رنگی وی در سال 1890 ، پیش از اولین حضورش در تاهیتی خلق شد . این نقش برجسته چوبی ، خبر از کاربرد مدرن رنگ به عنوان نماد احساسی و عاطفی می دهد . پس از 6 دهه استفاده مداوم از قابلیت های برنز در ارائه جلوه ظریفی از نور ، سایه و پتینه ، هنر بکارگیری خلق در جریان جنبش زیبایی شناختی اواخر قرن 19 میلادی امکان استفاده از رنگ را در آثار ساخته شده از عاج و سایر سنگ های گران قیمت دیگر افزایش داد . در همین حین ، ایده های نمادگرایانه که به بهترین شکل در قالب آثار سه بعدی جلوه گر شد ، رنگ را به عنوان یک مبدل به کار گرفت ؛ درست به همان صورتی که در آثار گوگن مشهود است . نسل جدید مجسمه سازان انگلیسی تحصیل کرده در فرانسه نمونه آثار برجسته ای در این خصوص خلق نمودند . یکی از بهترین آثار این دوره «لامیا» (1900-1899)‌ ساخته «جورج فرامپتون»(1928-1860) بود که با الهام از شعری به همین نام سروده «کیت» ساخته شد . تعداد هنرآموزان آمریکایی مرکز هنری «اکول دوبر» در شهر پاریس از انگلیسی ها نیز بیشتر بود . بسیاری از آنان علاقه خود به این جنبش زیبایی شناختی را با ارایه آثار سنگی مشابهی بیان کردند . هربرت آدامز (1945-1858)‌ ، نخستین رئیس انجمن ملی مجسمه، مجموعه تحسین برانگیزی از نیم تنه های زنان زیبا را خلق کرد . یکی از این آثار با عنوان «ژنوس» (99-1890) مجسمه مرمری با قالب برنز است که با سنگ های قیمتی مرصع کاری شده است . فریبندگی آثار رنگی در عرصه های مختلف هنری (شاخص سبک هنر در آثار تزیینی و مجسمه سازی ) ، پس از نمایشگاه تسحیلات جنگی در سال 1913 ، دوره نوگرایی را ادامه داد. شهرت هربرت هاسل تین (1962-1877) ، آمریکایی مقیم فرانسه و عضو انجمن ملی مجسمه ، به دلیل خلق مجموعه مفصلی از مجسمه حیوانات است که بیشتر آن ها نیز آراسته و تزیین شده اند . از بین آثار این مجموعه و مجسمه «اسب نر بارکش بلوطی رنگ »(1922) به دلیل شکل انتزاعی و طراحی فوق العاده اش ، بیان گر کمال مطلوب و اطمینان در استفاده از رنگ و تزیینات است . برخی از هنرمندان مدرن با تزیین و حکاکی آثار خود که مخالف «روند نئو-باروکدر کاربرد گل رس در آثار پیروان سبک مدرن گرای رودنسیک» بود«مفهومی شخصی به کاربرد رنگ در آثار خود بخشیدند .» پس از نمایشگاه یونیورسال پاریس در سال 1900 ، مجسمه سازی به سرعت دستخوش تغییر و تحول شد .تأثیر هنرهای قاره استرالیا و آفریقا در مجموععه های بومی –قبیله ای در پایتخت های قاره اروپا ، از جمله پاریس ، لندن و در سدن نقش به سزایی در شکستن معیارهای هنر غرب داشت. مجسمه سازان مکتب های مختلف، با کاربرد رنگ به سطح آثار خود جان بخشیدند . نخستین نمونه اثر این تحول ، مجسمه «زن رقصنده» (1912-1908) «ارنست لودویگ کرکز» (1938-1880) هنرمند آلمانی سبک اکسپرسیونیسم بود . وی و سایر هنرمندان مدرن ، به همان روش گوگن ، با کنده کاری بی واسطه آثار خود ، بخش هایی از بدنه آن ها را رنگ کردند . مجسمه سازان در فواصل جنگ ها آزادانه از رنگ برای نمایش فرهنگ های مختلف استفاده نمودند .«گاستون لاکایز» (1935-1882) به اثر ساخته شده از سنگ مرمر خود با عنوان «سر یک زن» از طریق کنده کاری و کاربرد رنگ ، نمایی صورتی و موجدار دارد . خیره گی نگاه ، رنگ مایه قهوه ای موها ، گوشه چشم ها ، زیر بینی و روی چانه در سبک مصر باستان همان جذبه نمادین را به صورت های طبیعی آثار کرکز و نادل مان می بخشد . "الی نادل مان"(1946-1882)پس از خلق مجسمه های مرمری نوین وخارق العاده در پاریس،به آمریکابازگشت وبه نوآوری درسنت های هنری سرزمین خود پرداخت.حالت لوله ای شکل منحصربه فرد آثار وی،انحنای انتزاعی ظریف کارهای هنرمندان مدرن را بهبود بخشید.وی با پوشاندن اجزای صورت،لباس و موی مجسمه های خود از جمله "رقصنده"(1919-1918)شاخص های این سبک را بیشتر نمایان ساخت. مجسمه سازان در قرن پرهیاهوی بیستم نیز به استفاده از رنگ-بیشتر به دلیل مشخص کردن حیطه هنر از صنعت-ادامه دادند،واز مواد متفاوتی همچون موم که"پی شنت رایت"را به شهرت رساندو برنز که دیگر محبوبیت سابق را نداشت برای خلق آثار خود استفاده نمودند."ملوینا هافمن"(1966-1887)عضو انجمن ملی مجسمه با اجرای چندین کمیسیون یادبود به مطالعه حرکات موزون"آناپاولوول"پرداخت.این امر منجر به خلق تعدادی مجسمه مومی کوچک مثل آناپاوولو(1932)شد که کاربرد رنگ د رآن بیانگر غیرواقعی بودن سبک نمادگرایی آن بود."کارل پل جنوین"(1978-1890)،دبیرانجمن ملی مجسمه درسال های 1963-1960،در مهم ترین کمیسیون معماری دوره خود یعنی مجسمه های سفالین سه گوش بخش شمالی موزه هنر فیلادلفیا(1993)،کاربرد رنگ دراین آثار یونانی را احیا نمود.وی طی مراحل مقدماتی تحقیق معماری خود دراین زمینه،مجسمه برنزی کوچک رنگ آمیزی شده"رقص یونانی"(1926)را خلق کرد.این مجسمه که بیست وپنجمین نمونه از این کار بودوبا استقبال شایانی روبرو شد،پتینه زیبایی داشت که رنگ خاصی را به برنز داده بود. در دهه 1930،یک قرن پس از اولین آگاهی ها مبنی بر رواج استفاده از رنگ درمجسمه سازی ومعماری یونان باستان،این سنت درمجسمه سازی احیا شد.کاربرد رنگ در همه رشته های هنری وتمامی سبک ها جایگاه خود را پیدا کرد واهمیت بسزایی در تأکید برابعاد یا خلق جلوه های نوری در ساختارهای سبک کوبیسم وآثار سورئالیستی یافت.مخاطبان هنردوست که تحصیلاتی دراین زمینه نداشتند هم جلوه این مجسمه های در قالب سنگ مرمر صیقلی شیری رنگ وحتی آثار گچی سفید را مورد تحسین قرار دادند.مجسمه سازان قرن بیستم دیگر واهمه ای از بدگویی ها به علت استفاده از رنگ به منظور واقع نمایی ونمادگرایی،کاربرد تزئینی،صنعتی یا شوک وارد کردن نداشتند.

 ویرایش وتلخیص:آکاایران

 

منبع: http://www.akairan.com




چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390
نوشته شده در  


Click to view full size image

تقدیم به لحظه های فرامو ش نشدنی و عزیز زندگی

 




سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390
نوشته شده در  


Click to view full size image

چه خیال خامی اگر فکر کنیم تاریخ تکرار  شدنیست

تنها میتوان به خاطره ها دلخوش بود




سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390
نوشته شده در  


منبع  http://graphiciran.net/poster-download.html




پنجشنبه بیستم مرداد 1390
نوشته شده در  


 تخت جمشید در میان ۱۲ شهر شگفت انگیز تاریخ


مجله بین المللی "National Geographic" مشهورترین و از فعالترین نشریه های دنیاست که از ۱۲۵ سال پیش تاکنون مطالبی درباره مسائل مرتبط با جغرافیا و علوم طبیعی جهان منشر کرده است. این مجله اخیرا فهرستی از ۱۲ شهر باستانی و شگفت انگیز جهان منتشر کرده که شهر پرسپولیس یا تخت جمشید به عنوان یک از شهرهای حیرت انگیز دنیای باستان انتخاب شده است.

یکی از نکات قابل توجه این نشریه استفاده از دانشمندان علم جغرافیا برای تهیه گزارش ها و استفاده از عکاس های حرفه ای آرشیوی ویژه خود است. با هم مروری بر شهرهای شگفت انگیز دنیای باستان می اندازیم:

1. تخت جمشید در ایران

شهر باستانی تخت جمشید یکی از چهار پایتخت امپراطوری سرزمینی بود که بعدها به نام "ایران" نامیده شد. کار ساخت آن از حوالی سال های ۵۲۰ قبل از میلاد آغاز و به نمادی از ثروت و جلال و بزرگی امپراطوری ایران باستان تبدیل شد. معماری فوق العاده این شهر باستانی زبانزد مورخین دنیاست و در ساخت آن از نقره و طلا نیز استفاده شده بود و در گوشه و کنار تخت جمشید حجاری های پیکره های انسانی به چشم می خورد. ساخت تخت جمشید در دوران شکوفایی امپراطوری هخامنشی و به فرمان داریوش بزرگ آغاز شد. این امپراطوری از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد حکمروایی کرد تا اینکه با حمله اسکندر مقدونی از هم فرو پاشید و تخت جمشید در آتش سوخت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

2. پترا در اردن

با دقت به عکس و مقایسه فردی که در دهانه معبد پترا ایستاده می توان به عظمت و وسعت این شهر باستانی پی برد. این شهر سالیان سال زیر شن های صحرا مدفون شده بود. تاریخ ساخت آن به قرن دوم میلادی و به دست مردمان "انباط" ساخته شده است. این مکان امروزه یکی از اماکن گردشگری اردن است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

3. ماچو پیچو در پرو

از زمان کشف شهر "ماچو پیچو" یکصد سال می گذرد اما تاکنون باستان شناسان نتواسته اند کشف کنند که کاربرد این شهر باستانی متعلق به سلسله "اینکاها" چه بوده است. اینکاها دارای سیستم خاصی از نگارش بوده اند اما هیچ متنی از آنها به جای نمانده است. این شهر در ارتفاع دو هزار و ۵۰۰ متری از سطح دریا ساخته شده و اغلب اوقات از آن به‌ عنوان "شهر گمشده اینکاها" یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالا شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها است. این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌ شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌ است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

4. پلانگ در مکزیک

در جنوب شرقی مکزیک و گواتمالا "مایاها" شروع به ساختن شهری بزرگ از سه هزار سال پیش در دل جنگل های استوایی کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاه های هرمی شکل، قصرها، بازار و میدان های تجارتی زیبایی ساختند. آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکس‌ها و نقش‌های سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند. مشهور است در معابد مایاها انسان ها را برای خدای خورشید قربانی می کردند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

5. تروآ در ترکیه

درباره هیچ شهری در تاریخ همچون تروا این همه افسانه و داستانهای رازآلود وجود ندارد. هومر، این شهر را در شمال غربی ترکیه کنونی ذکر کرده و کشفیات باستان شناسی در سال ۱۸۷۱ از وجود شهری باستانی در این منطقه پرده برداشت. تروآ مهاجرنشینی یونانی بود که در محل آناتولی واقع بود. در آن سال "هانریش شلیمان" باستان شناس آلمانی شروع به کشفیاتی در منطقه کرد. این شهر حدوداً پنج هزار سال پیش ساخته شده ولی برخی از باستان شناسان شک دارند که کشفیات سلیمان همان شهر باستانی تروآ باشد.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

6. موهنجو دارو در پاکستان

شهر باستانی "مونجو دارو" مربوط به تمدن ایندوهای باستان است که به کلی تا سال ۱۹۲۱ میلادی ناشناخته باقی مانده بود، اما تحقیقات باستان شناسی در منطقه باعث کشف این شهر و شهر باستانی "هاراپا" شد. این شهر حدود چهار و ۵۰۰ سال پیش ساخته شد و در آن زمان منطقه ای بسیار حاصل خیر و پر آب بود. با این وجود به علت شرایط ناامن سیاسی در پاکستان هنوز امکان ادامه کشفیات و تحقیقات باستان شناسی برای روشن شدن رموز شهر امکان پذیر نیست.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

7. پالمیرا در سوریه

شهر باستانی "پالمیر" یا "تادمور" قدمتی حدوداً چهار هزار ساله دارد اما اهمیت آن به سالهای ۳۰۰ قبل از میلاد بر می گردد که به عنوان قطب تجاری شناخته می شد و مرکزی بود برای انتقال کالاهای بازرگانی ایران باستان و شهرهای بین النهرین. این شهر موقعیت استراتژیک برای رومیان داشت که توانسته بودند در قرن اول میلادی شهر را تصرف کنند. اوج شکوفایی این شهر در زمان سلطنت "زنوبی" بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

8. تانیس در مصر

شهر باستانی "تانیس" در زمان خود یکی از بزرگترین و ثروتمندترین شهرهای دنیای باستان بوده است. مرکز سلطنت "توتانخامون" پادشاه مصر و پایتخت سیاسی امپراطوری فراعنه محسوب می شده است. این شهر همچنان شهری استراتژیک و اقتصادی بود تا اینکه در قرن ششم میلادی سیلاب دریاچه ای نزدیک آن ساکنین آن را تهدید کرد. پس این شهر خالی از مردمان شد و ساکنانش شهر تنیس را در نزدیکی آن ساختند و در آن مستقر شدند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

9. گریت اینکلوژر در زیمباوه

ملکه باستانی سبا بلقیس در این شهر باستانی مستقر بوده و یکی از مهمترین کشفیات باستان شناسی در قاره آفریقا محسوب می شود. هنوز مشخص نیست دقیقاً چه زمانی و برای چه هدفی این شهر ساخته شده اما به نظر می رسد "شونا" بنیانگذار امپراطوری "بانتو" در حوالی سالهای ۱۲۵۰ میلادی آن را ساخته باشد. معنای این شهر "دیوار یا حصار بزرگ" است. این شهر کاربرد آیینی داشته است و شهری مقدس شناخته می شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

10. نمرود در عراق

این شهر به عنوان پایتخت امپراطوری آشوریان در شمال عراق قرار داشت و نام آن با بی رحمی و قساوت عجین شده بود. آشوریان این شهر را در قرن ۱۴ قبل از میلاد ساختند و برای هزاران سال یکی از شهرهای مهم خاورمیانه باستان شناخته می شد. اهمیت این شهر در سال ۶۱۲ قبل از میلاد زمانی که دیگر شهر مهم آشوری ها به نام "نینوا" بدست بابلیان افتاد بسیار کم شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

11. استون هنج در انگلیس

قرن هاست که چرایی ساخت این شهر در جنوب انگلیس و کاربرد دقیق آن یکی از جوابهای بی پاسخ باستان شناسان باقی مانده است. سازندگان استون هنج، از سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد، سنگهای این بنا را به شکل چند دایره تو در تو، در مکان فعلی آن کار گذاشتند. احتمالاً از این دایره‌های سنگی برای مشاهده حرکات خورشید، ماه و ستارگان که در آن زمان طی مراسم مذهبی مورد پرستش قرار می‌گرفتند، استفاده می‌شده‌ است. سنگهایی شبیه به آنچه که در این بنا به کار رفته، در مناطق دیگر مانند کارناک فرانسه و نیوگرنج ایرلند، یافت شده‌ است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

12. میزاورد در آمریکا

شهر باستانی میزاورد در ایالت کلرادوی آمریکا قرار دارد. این شهر یکی از معدود باقی مانده های ساکنین بومی سرخ پوست قاره آمریکاست. این شهر توسط مردم کشاورز "پیئوبلوین" در بین سال های ۵۵۰ تا ۱۳۰۰ میلادی ساخته شده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

منبع  http://iraniangraphic.com/



جمعه چهاردهم مرداد 1390
نوشته شده در  


حلقه‌های المپیک

نمادهای المپیک، پرچمها و نشانه‌ها، سمبل‌هایی هستند که کمیته بین‌المللی المپیک در هنگام تاسیس این بازی‌ها از آن استفاده کرده‌است. چیزهایی مثل مشعل و بعضی تم‌ها تنها در هنگام برگزاری رایج است اما پرچم المپیک در طول سال نیز استفاده می‌شود.

شعار المپیک

شامل سه لغت به زبان لاتین : Citius, Altius, Fortius و به معنای سریعتر، بالاتر، قوی تر است. این سه لغت توسط پیر دی کوبرتین پایه گذار کمیته بین‌المللی المپیک در سال ۱۹۸۴ پیشنهاد داده شده‌است.

یک شعار غیررسمی اما مشهور تر نیز وجود دارد که می‌گوید: مهم نیست که برنده شوی، مهم شرکت کردن است!

نشان المپیک

نشان اصلی المپیک از ۵ حلقه تشکیل شده‌است که در هم دیگر قفل شده‌اند و به ترتیب به رنگهای آبی، زرد، مشکی، سبز و قرمز می‌باشند که در زمینه‌ای سفید قرار گرفته‌اند. این تصویر در سال ۱۹۱۴ توسط پیر دی کوبرتین طراحی شد، نشانگر ۵ بخش از دنیاست که شرکت سالم در این رقابتها را پذیرفته‌اند. رنگ این حلقه‌ها عبارت است از قرمز، سبز، سیاه، زرد و آبی که به ترتیب نماد پنج قاره جهان می‌باشند. ترتیب قرار گیری آنها هم معکوس ترتیب قرار گیری این قاره‌ها بر روی کره زمین می‌باشد. از راست قرمز نماد قاره آمریکا، سبز نماد قاره اروپا، سیاه نماد قاره آفریقا، زرد نماد قاره آسیا و آبی نماد قاره اقیانوسیه‌است. در هم تنیدگی این حلقه‌ها نیز نمادی از همبستگی و پیوند ملت‌های این قاره‌ها است که هدف اصلی برگزاری این مسابقات است. نکته دیگر راجع به رنگ بندی حلقه‌های پرچم المپیک این است که پرچم تمامی کشورهای دنیا حداقل یکی از این پنج رنگ را درخود دارند .

 




جمعه هفتم مرداد 1390
نوشته شده در  


  حاملان تخت شاهی (اورنگ بران

نمایی از موزه شاهی

عشایر فارس

نمای بیرونی موزه؛ خانه زینت الملوک شیراز

لوح های هخامنشی

کریم خان زند- موسس خاندان پادشاهی زند در ایران

 

روز بهان بقلی- صوفی و مفسر قرآن که 50 سال در مسجد جامع عتیق وعظ میکرد

 

از راست : ابوالقاسم انجوی شیرازی - علی اصغر حکمت - محمد نمازی

سعدی شیرازی شاعر قرن هفتم که غزل عاشقانه او به والاترین حد لطافت رسیده است

زینت الملک قوامی دختر حبیب الله خان که زنی مومن و خیر بوده

آتوسا ؛ دختر کورش بزرگ -ابتدا همسر کمبوجیه بعد بردیا و سپس زن داریوش اول است

میرزا احمد نی‌ریزی ـ قرآن نویس و نامدارترین خوشنویس قلم نسخ درشد

آیت الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی - عالم و مجتهد بزرگ دینی شیراز و سومین شهید محراب ایران

آقا لطفعلی صورتگر شیرازی - نقاش صاحب سبک شیرازی که آثارش زینت بخش موزه های ایران و جهان است


 

جای خالی مجسمه حافظ در موزه مشاهیر فارس

(سردار شهید حاج مجید سپاسی- فرمانده گردان تیپ پیاده امام سجاد (ع

بابا فغانی شیرازی شاعر غزلسرای شیرازی -عکس : امیرحسین ذوالفقاری - ایسنا

ابن باکویه ( باباکوهی ) - از مشاهیر بزرگ صوفیه در سده چهارم و اوایل سده پنجم

الله وردی خان- از حاکمان فارس در قرن یازدهم هجری

تیمسار سرلشکر خلبان شهید عباس دوران

 

 

ابن ‌مقفع -نویسنده بزرگ و مترجم آثار پهلوی به عربی

حمیدی شیرازی - علی سامی - صولت الدوله قشقایی

 

 منبع: http://esfandiari.iiiwe.com/madom_tosui_shiraz_musium/

خشایارشاه فرزند داریوش بزرگ که در 486 ق.م به پادشاهی رسید

شاپور ساسانی- پسر اردشیر دومین پادشاه ساسانی که پس از او به سلطنت رسید

باربد-موسیقی دان و شاعر دربار خسروپرویز


ملاصدرای شیرازی - فیلسوف برجسته قرن یازدهم هجری

 

 

قاآنی - از شاعران دوران قاجار در شیراز

قطب الدین شیرازی- از عالمان قرن هفتم است که به تحصیل طب پرداخت

علامه دوانی - از دانشمندان شیعی متبحر در کلام،حکمت،عرفان،حدیث و تفسیر

منصور حلاج - از عارفان قرن سوم و اوایل قرن چهارم و از شاگردان جنید بود

وصاف شیرازی- ادیب،مورخ و شاعر شیرازی

مجدالدین فیروزآبادی- در هفت سالگی قرآن را حفظ کرد-او در فقه،حدیث و فنون ادبی متبحر بود

سرباز هخامنشی -عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا

 

وصال شیرازی - شاعر،ادیب و خوشنویس برجسته قرن سیزدهم

لطفعلی خان زند - هشتمین و آخرین پادشاه زند


سیبویه - از عالمان نحو و لغت قرن دوم هجری

اَبش خاتون -فرمانروای فارس و دختر سعد بن ابوبکر بن سعد زنگی

میرزا جهانگیر خان شیرازی - مدیر روزنامه صوراسرافیل، شاعر و نویسنده آزادی‌خواه

آیت الله بهاالدین محلاتی فرزند مرحوم شیخ جعفر محلاتی و از علما و مجتهدین فارس

آیت الله سیدنورالدین حسینی شیرازی،مجتهد ،نویسنده و سخنور شیرازی

آیت الله سید عبدالحسین لاری - فقیه و عالم دینی که نسبش با بیست واسطه به امام موسی کاظم
ع) می رسد)


آیت‌الله میرزای شیرازی- از عالمان روحانی قرن 14 است که فتوای معروف تحریم تنباکو داد

نصیرالملک مسجد و خانه نصیر الملک و نیز ساختمان باغ ارم رادر شیراز بنیان نهاد

نورالدین رضوی سروستانی استاد آواز که از پادشاه بلژیک دکترای موسیقی گرفت

شاه شجاع - از حاکمان فارس و از جمله ممدوحان حافظ در قرن هشتم هجری است

آغا محمد خان قاجار - بنیانگذار سلسله قاجاریه


سرباز هخامنشی

کریم خان زند - موسس خاندان پادشاهی زند در ایران

 

عشایر فارس -عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا


 

 

منبع: http://esfandiari.iiiwe.com/madom_tosui_shiraz_musium/

 




دوشنبه سوم مرداد 1390
نوشته شده در  


بر گرفته از http://www.bo2aks.com/

 

استاد کاتوزیان در دوران جوانی ساعات فراغت خود را به ورزش می گذراند. در سال 1349 برای اولین بار در ایران صاحب کمربند سیاه کاراته شد. طی سالیان بعد شاگردان لایقی در این زمینه تربیت کرد. اکنون با کمربند سیاه دان 7 از پیش کسوتان این ورزش محسوب می شود.

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان (2)




دوشنبه ششم تیر 1390
نوشته شده در  


برگرفته از http://www.iranax.ir/

 

مرتضی کاتوزیان در 11 تیرماه 1322 در خانواده ای متوسط و هنر دوست در تهران به دنیا آمد. از کودکی عاشق نقاشی بود و تمام اوقات او بدون مربی صرف فراگیری این هنر می شد. در سال 1339 به طور حرفه ای به کار گرافیک و نقاشی روی آورد.

در زمینه گرافیک تعداد بسیاری پوستر، آرم، جلد کتاب و بروشور ساخت. سال 1353 مسئولیت برگزاری نمایشگاه بین المللی گرافیک تهران با عنوان گرسنگان آفریقا توسط سازمان جهانی I.A.A را قبول و بشکل آبرومندانه ای به انجام رساند و برنده جایزه پوستر همبستگی شد.
او از پایه گزاران سندیکای گرافیست ها در سالهای قبل از انقلاب و 2 سال عضویت هیات مدیره آن بود. طی سالهای گذشته در نمایشگاههای جمعی بسیاری شرکت و 4 نمایشگاه انفرادی برگزار کرد. تمامی آنها به دلیل کیفیت بالای آثار ارائه شده و نگاه محبت آمیزی که به انسانها و مسائل مربوط به زندگی آنها در نقاشی هایش بود پر بیننده ترین نمایشگاههای تاریخ هنر ایران شد.
به عنوان مثال نمایشگاه نقاشی هایش در موزه هنرهای معاصر تهران در سال 1368 طبق آمار رسمی 20 هزار بازدید کننده داشت. آخرین نمایشگاهی که با 94 اثر خود در خردادماه 1387 در مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آبادبرگزار کرد، روز چهارشنبه 29 خرداد ماه از طرف سازمان یونسکو به پاس فعالیتهای 50 ساله اش در زمینه نقاشی و 30 سال تعلیم مخلصانه به جوانان ایرانی طی مراسم با شکوهی مفتخر به دریافت لوح تقدیر این سازمان شد.
در مدت 30 سال تدریس نقاشی از آتلیه کوچک او ده ها نقاش تقدیم جامعه هنری شد.

برای معرفی و تشویق شاگردانش سه نمایشگاه جمعی برای آنان بر پا کرد و در یک نمایشگاه بهمراه آنان در موزه هنرهای معاصر تهران شرکت کرد. به همت او در سال 1384 کتابی از نقاشی های هنرجویانش چاپ و مورد استقبال مردم قرار گرفت.
اکنون تعدادی از آن هنرجویان از نقاشان و هنرمندان بنام ایران هستند و هر کدام در آموزشگاه نقاشی خود به تعلیم هنرجویان بسیاری مشغولند.
تاکنون 4 جلد کتاب از آثار نقاشی مرتضی کاتوزیان به چاپ رسیده و تعداد زیادی از آثار او به صورت پوستر ارائه شده است. 5عدد از آثار این نقاش در موزه هنرهای معاصر تهران و تعداد زیادی در کلکسیون مجموعه داران ایرانی و خارجی در کشورهای مختلف نگهداری می شود.
در دوران جوانی ساعات فراغت خود را به ورزش می گذراند. در سال 1349 برای اولین بار در ایران صاحب کمربند سیاه کاراته شد. طی سالیان بعد شاگردان لایقی در این زمینه تربیت کرد. اکنون با کمربند سیاه دان 7 از پیش کسوتان این ورزش محسوب می شود.

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی 

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های زیبای استاد کاتوزیان+مجموعه نقاشی های زیبا از استاد کاتوزیان+نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

بیوگرافی کامل+نقاشی های زیبای استاد کاتوزیان+زندگینامه هنری استاد کاتوزیاننقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

+نقاشی های زیبای استاد کاتوزیان+سایت شخصی استاد کاتوزیان

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی

نقاشی های استاد مرتضی کاتوزیان+بیوگرافی





دوشنبه ششم تیر 1390
نوشته شده در  


برگرفته از وبلاگ

http://mosaicart.persianblog.ir/

 




یکشنبه یکم خرداد 1390
نوشته شده در  


روی لینک زیر کلیک کنید

واقعا جالبه

و دیدنی

 

با موس زوی تصویر کلیک کنید تا آب جریان پیدا کنه

http://www.artistsindevon.com/water/water_4.htm

 

 




یکشنبه یکم خرداد 1390
نوشته شده در  


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
Griffin.png

شیردال (در پارسی میانه: بَشکوچ) موجودی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) و گوش اسب است. دال واژه فارسی برای عقاب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است بخط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بدست بانو گیرشمن بازسازی شده است در موزه شوش نگاهداری می‌شود.

مردم باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند.

  • همچنین شیردال نشان خاندان پادشاهی سوئد نیز هست.

 

 




سه شنبه سی ام فروردین 1390
نوشته شده در  




ادامه مطلب

جمعه نوزدهم فروردین 1390
نوشته شده در  


 

http://www.khyalgallery.com

 

 

گالری خيال جهت فروش آثار هنرمندان، اقدام به تبليغ هنر ايرانی در داخل و خارج از کشور می کند. گالری خيال برای ارسال آثار هنری به مشتريان خود از طريق شرکت پست بين المللی TNT اقدام می نمايد. سرعت و امنيت برای ارسال آثار از اين طريق تضمين می شود.

 گالری آماده دريافت مقالات و مطلالب هنرمندان، منتقدان و صاحب نظران در زمينه هنری و فرهنگی (انگليسی و فارسی) می باشد.



ادامه مطلب

جمعه پنجم فروردین 1390
نوشته شده در  


 برگرفته از وبلاگ  آرزوی عزیز

http://pashminebaft.blogfa.com

 

 

SF Tribal & Textile Arts Show ends Sunday 13 February at 5:00 pm so there is still time to visit

 the ongoing show.

Galerie Arabesque

Ali Aydin

Andrea Aranov

Thomas Murray

Stella Krieger

Rudolf Smend

Ron Hort

Peter Papp

Mehmet Cetinkaya

John and Kumi Ruddy

John Collins

John Molloy

Hagop Manoyan

Gebhart Blazek

Cocoon

Andres Moraga

Marcuson & Hall

Photos by Michael Craycraft, Galerie Arabesque

Location: SF Tribal & Textile Arts Show, Fort Mason Center, San Francisco 11-13 February 2011.

 

 




سه شنبه دوم فروردین 1390
نوشته شده در  





دوشنبه یکم فروردین 1390
نوشته شده در  


 

برگرفته از وبلاگ   نصرالله غبیشاوی 

http://www.bagheadab.blogfa.com

 
۱ - میزبان : میز ( مهمان ) + بان ( پسوند دارندگی)۱ = کسی که دارای مهمان است.
۲- گوسفند:  گو ( جانور اهلی ) + سپند ( مقدس، پاک ) = جانور اهلی پاک ۱
*جز اول ( گو ) در واژه های گوساله و گاو نیز به کار رفته است.
۱
۳ - میرزا : میر ( مخفف امیر ) + زا ( مخفف زاده) = امیر زاده
* این واژه ظاهراً از زمان تیموریان رواج یافته است در عهد قاجار هرگاه پیش از نام افراد ذکر می شد به معنای  « آقا » بود مانند: میرزا جعفر و اگر بعد از نام اشخاص می آمد دلیل بر شاهزادگی بود.مانند: محمدعلی میرزا- احمد میرزا
۱

۴ - کدبانو: کد ( خانه) + بانو = بانوی خانه ۱
۵- آسمان:  آس( سنگ مدور) + مان(پسوند شباهت)= فضای شبیه سنگ آس
* این تشبیه به این دلیل است که به زعم قدما آسمان مدور همچون سنگ بزرگ آسیاب است که  بر فراز زمین در حال چرخش است.جزء اول این واژه را می توان در واژه های آسیاب و خراس نیز مشاهده کرد.

۶ - کهکشان: که ( کاه) + کش (بن مضارع کشیدن)+ ان = جایی که کاه کشیده شده است.
*این وجه تسمیه به این سبب است که درخشش ستاره های ریز و درشت کهکشان که همچون خطی درشت بر آسمان است گویی راهی است که بر اثر نقل و انتقال کاه مشخص و نمایان شده است.

۷- زمین: زم(سرد) + ین( پسوندنسبی)= سرد شده.
* زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید. جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر(باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.
۸- البرز : هر( کوه) + برز( بلند) = کوه بلند
۹-  بیستون: این واژه در اصل بغستان به معنای محل پرستش خدا بود که تشکیل یافته از دو جزء بغ( خدا) + ستان ( پسوند مکان) می باشد و در سیر تحول واجی ابتدا به بیستان(یای مکسور) و سپس به بیستون (یای مفتوح)و سرانجام به بیستون تغییر یافت.
* ظاهراً چون ایرانیان کوه ها و اماکن بلند را برای مناجات مناسب می دیدند این کوه بلند را جایگاه نیایش خدا نامیدند
۲

۱۰- دبستان : دب( خط) + ستان( پسوند مکان ) = محل آموزش خط و کتابت
* جزء اول این واژه در اصل مشتق از کلمه  
dipi  است که در فارسی باستان به معنای خط می باشد. این واژه که به شکل « دیپ » در کتیبه های هخامنشی آمده است در حقیقت یادگاری از زبان سومر می باشد که به صورت dub  به معنای لوح و خط بود. بعدها این کلمه به زبان اکدی وارد شد و به صورت  duppu  و tuppu  ملفوظ و مکتوب شد. سپس با ورود به زبان آرامی به شکل  dup  درآمد و وقتی به زبان فارسی باستان آمد به شکل های مختلف: دب ، دیب ، دیو تغییر یافت و ما امروزه این صورت ها را می توانیم در کلماتی چون: دبیر ، دیباچه ، دیبا و دیوان ببینیم.۳
 
۱۱-  دشوار: دش( ضد) + خوار( ضد آسان) = ضد آسان
*جزء اول این واژه را به صورت دش و دژ در واژهایی چون؛ دشنام ، دشمن و دژخیم می توان دید.
۱۲- تابستان: تاب( بن مضارع تابیدن) + ستان (پسوند)
۱۳- کوچه: کوی( محله) + چه ( پسوند تصغیر)
۱۴ -داوطلب: داو( هر دست بازی نرد ) + طلب( بن مضارع طلبیدن) =  کسی که خواستار بازی کردن بازی نرد باشد. این کلمه بعدها عمومیت یافت.
۱۵- حقه باز: حقه ( جعبه مخصوص نگهداری اشیای قیمتی که سر باز بود) + باز: فرد متخصص در بازی و جابه جایی حقه ها.
* در قدیم افرادی به عنوان تردستی چند حقه را با رنگ های مختلف، واژگون بر زمین می گذاشتند و مهره ای در زیر یکی از آنها می نهادند سپس با جابه جایی حقه، مهره را ازحقه ای به حقه ی دیگر منتقل می کردند که مایه ی شگفتی تماشاگران می شد. این واژه بعدها بار منفی یافت و امروزه مترادف با واژهای نیرنگ باز و فریبکار می باشد.
۱۶- پاسخ:  پات(ضد- مقابل) + سخون یا سخن  = جواب سخن
*این واژه بعدها با کاهش واج در دو جز خود به صورت پاسخ درآمد.
۱۷- کهربا: کاه+ ربا (بن مضارع ربودن)= رباینده کاه
* کهربا در حقیقت نوعی صمغ مترشح از درختان است که اگر به پارچه ابریشمی مالش داده شود خاصیت الکتریسته پیدا می کند و ذرات کاه و خرده های کاغذ را جذب می کند.
۴ بعد ها که ادیسون جریان برق را اختراع کرد این واژه در زبان عربی به الکتریسته اطلاق شد. جالب این جاست در برابر این کلمه فارسی که در زبان عربی رایج است کلمه عربی(برق) درزبان زبان فارسی به کار می رود.

۱۸- زمهریر:  زم ( سرما) +  هریر( موجب )= موجب  و دلیل سرما -بادسرد۵

۱۹- فردوس:از دو جزء ترکیب یافته است: Pairi ( پیرامون ) + ( Daeza) ( معنی انباشتن و دیوارکشیدن )=  درختکاری و گل کاری پیرامون ساختمان
* اصل این واژه که به صورت پردیس می باشد با معرب شدن به شکل فردوس در آمد و به زبان عربی راه یافت.
۶
۲۰- پیژامه: پای + جامه = جامه ی پا
* این واژه از زبان فارسی وارد هندوستان شد و از آنجا به زبان انگلیسی راه یافت سپس با تغییر شکل  به صورت پیژامه به کشور مصدر بازگشت.
۲۱- شلوار : شل (ران ) + وار (پسوند شباهت) = جامه ای که شبیه ران است.۱

۲۲- آدینه : این واژه در ایران باستان: ati-ayanaka  بوده است که به معنای به سویی رفتن، به سویی حرکت کردن، جمع شدن، اجتماع کردن می باشد.۷
*در عربی هم روز جمعه معنای روز جماعت و روز گردهمایی را می‌دهد.

۲۳- آفرین : afri( افسون، دعای خیر) +   vana:( آروز، خواست)۷
* ریشه لغت آفرین از
fri به معنی توجه کردن و خشنود کردن می‌آید. لغت نفرین همان (نه +آفرین) است. 

۲۴-هندوانه: هندوان + ه (نسبت) = میوه ای که از هند می آید.۱


۲۵- یخچال: یخ+ چال ( گودال)= گودالی که  در آن یخ نگهداری می شد.۱

۲۶-آبشار : آب + شار (بن مضارع شاریدن به معنی ریختن) = ریزش آب  ۱

۲۷- بوستان = بوی (رایحه) + ستان = جایی که گل های خوشبو بسیار باشد.۱

۲۸-بیابان : بی + آب + ان = مناطقی که بی آبند.

۲۹- پاکیزه : پاک + ایزه یا ایچه (پسوند)= پاک۱

۳۰- پایین : پای+ ین (پسوند نسبت) ۱

۳۱- پیغمبر : پیغم(مخفف پیغام) + بر (بن مضارع بردن) = کسی که پیام می برد.۱

۳۲- کنیز: کن( زن) + یز( پسوند صغیر) = زن کوچک

۳۳- الکی:
  الک ابزاری است که از سيمهاي باريک بافته مي شود، مانند غربال، ولي سوراخهاي آن کوچکتر است. به همين جهت بيخته آن بسيار نرم است. سابقاً که الک سيمي معمول نبود و يا در مناطقي که الک سيمي نداشته اند، پارچه هاي بسيار نازک پنبه اي را مانند الک سيمي به چوب وصل مي کردند و آرد و ساير چيزهاي نرم را به منظور بيختن از آن عبور مي دادند. این نوع الک مانند سیمی آن داری دوام نبوده و پس ازمدتی از بین می رفت. بعدها با توجه به این عدم استحکام آن، نماد سستی و کم دوامی شد و واژه «الکی»شکل کنایه به خود گرفت
۸
۳۴- گاوبندی:
تا چندی پیش که تراکتور و سایر ابزارآلات موتوری وجود نداشت شخم زدن به وسیله گاو صورت می گرفت به مرور زمان واژه « گاوبندی »با امور کشت و زرع ترادف پیدا کرد.
اما معنای مجازی آن که « تبانی »و « شرکت در منافع نامشروع » از آنجا سرچشمه گرفته است که مباشران و متصدیان وصول بهره مالکانه برای آنکه منافع بیشتری نصیبشان گردد با یک یا چند نفر از خوش نشینها در زراعت و گاوبندی شریک می شدند و منافع حاصله را با یکدیگر  تقسیم می کردند.بدین گونه که زمان دریافت بهره مالکانه که برمبنای مساحت اراضی تحت کشت تعیین و از کشاورزان وصول می شد مباشر مساحت زمینهای شراکتی را که با خوش نشینها گاوبندی کرده کمتر از میزان مقرر تقویم می کرد و یا اصولاً به حساب نمی آورد تا زیان و ضرری متوجه او و شریک گاوبندیش نشود .
 استمرار در این عمل از طرف مباشر و خوش نشین موجب شد که از عبارت گاوبندی در افواه عمومی به معنی مواضعه و تباین و شرکت در منافع نامشروع استناد و تمثیل کنند  .
۸

 (کپی و استفاده از مطلب با ذکر منبع مجاز می باشد.)

منابع :

۱- برهان قاطع ، محمد حسن خلف تبریزی، به اهتمام دکتر محمد معین، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲.

۲- تاریخ زبان فارسی، دکتر مهری باقری، انتشارات قطره، چ نهم، ۱۳۸۳.

۳- برگزیده اشعار ناصرخسرو، به اهتمام دکتر محمد غلامرضایی، انتشارات جامی ،چ اول، ۱۳۷۵.

۴- فرهنگ معین، محمد معین، انتشارات امیرکبیر، چ نهم، ۱۳۷۵.

۵- سایت تبیان (کلمات فارسی در قران مجید)

۶-سایت معماری منظر ایران

۷-فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی،دکتر محمد حسن دوست، ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ۱۳۸۳.

۸-سایت ساراشعر

 

 

 

 




یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389
نوشته شده در  


 

 

آنچه که در  سفره هفت سین قرار می‌گیرد، باید دارای پنج ویژگی زیر باشد:

1.     پارسی باشد؛

2.     با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛

3.     ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛

4.     خوردنی باشد؛

5.     اسم مرکب نباشد.نام آنها از واژههای ترکیبی ( مانند سبزیپلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد.؛

با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه‌های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

1.     سیر : نماد اهورامزدا

2.     سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و پرستاری است.(اسفند)

3.     سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.

4.     سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.

5.     سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.

6.     سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.

7.     سماغ: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

کلمات مرکب مانند سیب زمینی و سیرترشی و کلماتی که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و سکه و ... باشند در این محدود قرار نمی‌گیرند و جز سین‌های اصلی شمارش نمی‌شوند.بر این پایه: - سنبل (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها.

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

 

 

 

سین‌های باستانی
(خوراکی - روییدنی)
  • سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
  • سیب - نماد زیبایی و تندرستی
  • سمنو - نماد فراوانی(برکت)
  • سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
  • سنجد - نماد عشق
  • سرکه - نماد شکیبایی و عمر
  • سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
دیگر سین‌ها سکهسوسنسنبلسبزیسنگکسپندسیاهدانه
دیگر اقلام

منبع ویکیپدیا




پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389
نوشته شده در  


به مناسبت فرا رسیدن سال نو

برایتان بهترین آرزوها را دارم

 

و امید وارم همانطور که فرشته ی آرزوها گفته:

 به زودی یکی از بزرگترین آرزوهاتون بر آورده میشه !

 آرزوهای خوبتون برآورده بشه و همیشه خوشحال و سلامت باشید.

 

سال نو پیشاپیش مبارک

 




چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389
نوشته شده در  


این آدرس سایت صنایع دستی ایرانه

 اما جالبه که در این سایت  مطلبی از زیلو

و بسیاری از هنرهایی که که در حیطه صنایع دستی ایران میباشد وجود ندارد.

http://www.hcciran.com/agahi/viewtype-8.html

 

 




چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389
نوشته شده در  


كالگوگرافي (چاپ گود)،

 سيلوگرافي (چاپ برجسته)،

 ليتوگرافي يا چاپ سنگي (چاپ مسطح)

و سري گرافي يا سيلك اسكرين (چاپ شابلوني)

 

سیلوگرافی یکی از روشهای چهارگانه چاپ دستی (Printmaking) است که در آن کلیشه به صورت برجسته بوده و قسمتهای منفی طرح (یعنی قسمتهایی که قرار نیست مرکب بگیرند و باید بدون رنگ بمانند) در روی آن حکاکی می شوند.

(Xylo) از ریشه یونانی به معنای چوب بوده و چون در ابتدا لوحه یا سطح به کار رفته در انجام این کار از جنس چوب بوده این نام برای آن حفظ شده است. این در حالی است که امروزه از لوحه هایی از جنس های دیگر نیز برای انجام کار حکاکی برجسته استفاده می شود. لینولئوم (Linoleum) یکی از این جنس هاست.

طبق تعریف کتاب فرهنگ اصطلاحات و واژگان هنرهای تجسمی تالیف محسن کرامتی لینولئوم نوعی کف پوش مشمعی بادوام است که برای حکاکی لینولئوم از آن استفاده می کنند.

سیلوگرافی که با لوحه لینولئومی حکاکی و چاپ گردیده است با عنوان (Linocut) نیز شناخته می شود.

انواع کف پوش ها با درجات نرمی متفاوت برای کار حکاکی برجسته مورد استفاده قرار می گیرند اما آنچه به نام لینولئوم از آن یاد می شود نرم تر و دارای سطح صاف تری بوده و به حکاک اجازه ایجاد انواع بافتها و اجرای طرح های دقیق و ظریف را می دهد. لینولئوم فعلی موجود در فروشگاه های لوازم هنری ایران (که تنها چند سالی است وارد بازار شده است) در عرض ۳۰ سانتیمتر بوده و مناسب ترین نوع کف پوش برای انجام این کار است.

همچنین قابل ذکر است برای حکاکی روی چوب کلمات (Woodcut) و (Wood Engraving) نیز به کار می رود. (اولی به معنای حکاکی روی چوب نرم که در آن خطوط چاپ شونده برجسته باقی می مانند و چاپ چوبی سیاه خط هم گفته می شود. نوع دیگر یعنی وود انگراوینگ برعکس بر روی چوب سخت و در آن خطوط چاپ شونده حکاکی می شوند و به این ترتیب دیگر جزء شیوه چاپ های برجسته به حساب نمی آید و به شیوه چاپ گود تعلق پیدا می کند.)

 

 

 

 

کالکوگرافی یکی از انواع چهارگانه چاپ دستی (Printmaking) است. کالگوگرافی (چاپ گود)، سیلوگرافی (چاپ برجسته)، لیتوگرافی یا چاپ سنگی (چاپ مسطح) و سرانجام سری گرافی یا سیلک اسکرین (چاپ شابلونی). 

روش کالکوگرافی به این ترتیب است که روی سطح صفحات فلزی از جنس مس، روی (زینک)، آلومینیوم یا برنج خطوط و سطوح حکاکی شده و پس از آماده شدن کلیشه، مرکب مالی گردیده و سطوح حک نشده پاک می شود و مرکب تنها در شیارها و قسمتهای حک شده باقی می ماند.

پس از این مرحله کلیشه مرکبی به همراه یک مقوای مرطوب از زیر دستگاه پرس کالکوگرافی عبور می کند و به این ترتیب با فشار دستگاه مرکب داخل گودی ها به مقوا منتقل می شود... 

این اثر روی فلز روی (زینک) به روش مستقیم حکاکی شده است. در روش مستقیم، با یک وسیله فلزی تیز به اسم مغار، خطوط مستقیما روی فلز حک می شوند. روش دیگر روش غیر مستقیم است که با استفاده از اسید سطوح و بافتها و افکت های تصویری ایجاد می گردند. اثری که در پست 17 خرداد در اینجا گذاشتم، به روش غیر مستقیم و روی فلز مس حکاکی شده است.

   بدون عنوان-همایون موسوی-کالکوگرافی(حکاکی روی فلز)-21در23س.م-1386

 

 

برگرفته از وبلاگ

http://homoo.blogfa.com/

 




سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
نوشته شده در  


معرفی یک سایت یرای دریافت مقالات علمی

 

 پرتال دریافت مقالات علمی

 http://www.downloadpaper.ir/صفحه-اصلی-پرتال-دانلود-مقاله.aspx

یکی از مشکلاتی که پژوهشگران ایرانی  در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی با آن دست به گریبان هستند، تامین مطالب مورد نظر برای تحقیقات کتابخانه‌ای یا Literature Survey است. در این زمینه مهمترین پایگاه جهانی در مقالات تحقیقاتی مجموعه مجلات ISI  می‌باشد که روش ‌های زیادی از جمله استفاده از امکانات بانک‌های اطلاعاتی آنلاین مانند Elsevier  وجود دارد. در حالیکه خلاصه (Abstract) این مقالات  به سهولت قابل دسترسی است،  متن کامل (Full Text) آنها برای استفاده عموم رایگان نبوده و مبلغی از حدود 25 تا 45 دلار برای هر یک مقاله باید توسط مشتری پرداخت شود.
یک راه حل در این زمینه اشتراک سالانه این بانک‌هایست که برای محققان ایرانی محدودیت‌هایی دارد. راه دیگر خریداری تک مقاله با قیمت‌های عنوان شده است که علاوه بر هزینه‌ای بالغ بر 300000 ریال برای هر مقاله نیاز به داشتن کارت‌های اعتباری بین‌المللی مانندvisa  یا master card دارد.


چه باید کرد؟

برای دانلود متن کامل (Full Text) مقالات مورد نظر شما را از پایگا‌ههای علمی مانند Science Direct , Elsevier, Cambridge Journals , Emerald , Highwire Press , JSTOR , NTIS (EV2)  Scopus ,Web of Science (ISI), IEEE , Springerk , ACM , Proquest  ما دو راه حل پیشنهاد می کنیم :

1- استفاده از سرویس دانلود مقاله (سریع) :
تنها کافیست مشخصات مقاله درخواستی خود را برای ما ارسال کنید تا در کمتر از 12 ساعت مقاله درخواستی خود را در ایمیلتان دریافت کنید.برای آشنایی با شرایط این سرویس اینجا کلیک "سرویس دانلود مقاله"  کنید.

2- استفاده از تالار گفتگو (رایگان) : با انتخاب تالار گفتگو از منوی بالا و مطرح کردن مشخصات مقاله درخواستی خود در تالار "درخواست دانلود مقاله از پایگاه های علمی"، مقاله درخواستی شما توسط دیگر اعضای تالار دانلود و در اختیارتان قرار می گیرد.

 

 




جمعه بیستم اسفند 1389
نوشته شده در  


 یه دنبال مطالبی در مورد زیلو میگشم  که به این سایت http://ziloumeybod.ir/

برخوردم- بانک اطلاعات جامع زیلوی میبد

تاریخچه زیلو

یکی از قدیمی­ترین دست­بافت­ها زیلو است که قدمت آن را به پیش از اسلام نسبت می­دهند که میبدی­ها بافت زیلو را به خود نسبت می­دهند. تشابه قسمت­های زیلو به شئونات مادی و معنوی زندگی مردم میبد اعم از نوع مسکن، معیشت، اعتقادات و باورهای این منطقه گویای این نکته است که اگر هم میبد خاستگاه صنعت زیلوبافی نمی­باشد، دیرزمانی است که میبدی­ها با آن آشنایی دارند و حداقل در شیوه بافت آن دخل و تصرف نموده­اند.

همچنین به علت شباهت زیاد زیلو به حصیر در نقش و بافت، می­توان احتمال داد که زیلو بافی یا مرحله تکمیل یافته حصیربافی است و یا بافندگان آن از این صنعت الهام گرفته­اند. در متون قدیم کمتر به نام زیلو بر می­خوریم و فقط هر جا سخن از مسجدی بوده، از زیلو به عنوان فرش نامبرده شده است.

بر اساس شواهد و قراین موجود، صنعت زیلو بافی پیش از اسلام در نژاد اعراب وجود داشت که اصطلاحات و واژه های عربی در صنعت زیلو خود گواه این گفته است.

"پیامبر را یک قطیفه بود که آن را زیر افکندی و آن قطیفه زیلو به عرب اندر بافته سطبر همچون مخموری."

در سال 1896 میلادی شخصی به نام "یاکوب ادوارد یولاک" در سفرنامه خود می نویسد: "البته کمتر از گونه زردی که الیاف کوتاه و خشن دارد، بیشتر از نوع زیبای سفید آن به طور وسیع در اطراف اصفهان، یزد، شیراز، آباده، نزدیک تخت جمشید، ارومیه، کاشان، مازندران، دامغان و سمنان رواج دارد."

صفاء السلطنه نائینی می نویسد:

"شهرت میبد از قدمت زیلوی چند صد ساله برخوردار است که بیشتر مردمان آن شهر از بافت زیلو به زندگی روزمره خود می پرداختند."

اردوان جونز می نویسد:

"قصبه کوچک میبد که در 30 مایلی استان یزد واقع است همان شهری است که صنعت زیلوبافی، کرباس بافی و نساجی را به خود نسبت داده است."

تا سالهای اخیر میبد هنوز دارای ویژگیهای یک جامعه بسته کشاورز خودکفا بود و حتی پوشاک اکثر مردم نیز از کرباس­های دستبافت زنان تهیه می شد. اکثر مساجد و زیارتگاه­های ایران با زیلو های میبد مفروش بود. بی­جهت نیست که زیلوبافان میبدی این صنعت را از ابداعات اجداد خود می­دانند. هر چند برخی از جهانگردان و محققان از شهرهای دیگر نام برده­اند که به بافت زیلو شهرت داشتند.  مولف حدود العالم می نویسد:

"از جهرم زیلو و مصلا نیکو خیزد و از سیستان زیلوها بر کردار"

همچنین از ناهیت پارس و شهرکی در آزاربایگان نام می­برد که در آنها زیلو می­بافته­اند.

در تاریخ یزد نیز در شرح مسجد جمعه آمده است:

"مرتضی اعظم امیر شمس­الدین از تبریز زیلوهای عالی جهت گنبد مقصوره قدیم بفرستاد."

که در بیان مورخ یزدی ابهامی وجود دارد چرا که امیر شمس­الدین اهل یزد بود و حتی علایقی در میبد داشت. هم از این رو، احتمالاً منظور نویسنده از زیلوهای عالی گلیمهای خوش نقش و رنگ تبریز بود. قرائنی وجود دارد که سید رکن الدین پدر شمس الدین مزبور برای مدتی در رونق زیلو بافی میبد نقشی ایفا می­کرده است. وی از زمان حسات خود 5 مسجد بزرگ در یزد بنا کرد که بی تردید خود او برای تأمین فرش این مساجد یکی از خریداران عمده زیلوی میبد بوده است. یکی از نقش های زیلو رکن الدینی بوده است که احتمال زیاد از وی به یادگار مانده است. خواه خواستگاه زیلو در میبد باشد و خواه جای دیگر، این صنعت در میبد دارای سابقه طولانی است.

از بافت زیلو در میبد مدرک مستندی در دست نیست اما بقایای قدیمیترین زیلوی بافت میبد در مسجد جامع این شهر موجود است که تاریخ 808 هجری قمری را دارد.

این زیلو که بیش از 600 سال قدمت دارد در حدود 50% فرسوده شده است و به عنوان زیرانداز در زیر زیلوی دیگر که قدمت آن نیز بیش از صد سال است استفاده می گردید. هم اکنون این زیلو در موزه زیلوی میبد نگهداری می شود.

 



بافت زيلو

مشخصات زیلو:

زیلو فرشی است که تار و پود آن از نخ و پنبه است. در اندازه های استاندارد 4*3 و 1*5/2 و 3*2 و سفارشات گوناگون 90 سانتیمتر و 150 سانتیمتر، 180 سانتیمتر، 225 سانتیمتر برای بافت های زیر انداز و سجاده و غیره بکار می­رود. بر اساس شواهد و منابع موجود فرشهایی در مساجد و تکایای موجود است که طول 20 متر و 180 متر و 116 متر به خود اختصاص داده اند . زیلو فرشی است مختص شهرستان میبد که دارای خواص مختص به خود می باشد که در گذشته از صد سال پیش برای وقف کردن بر مساجد و تکایا توسط افراد خیر بافت می­شده است.

شیوه بافت زیلو:

برای بافتن زیلو حداقل دو نفر لازم است که یک نفر استاد است و نفر دیگر شاگرد یا دفتین­زن، که کار استاد زیلو باف انداختن نقش و پودگذاری است که در قسمتهای بعدی به آن اشاره خواهم کرد.  قبل از بررسی مکانیزم بافت و طرح­های مورد استفاده در بافت زیلو و مراحل فنی بافت لازم است وسایل یا تکنیک­هایی که در بافت لازم است مرور شود.

1- مج :

ابتدا شاید بپرسید که مج چیست. مج رشته ای از شلیت مربوط به نقش زمینه زیلو است که تعداد مج در رابطه با نوع نقشدار از 13 تا 70 متغیر است. برای گرفتن نخهای شلیت در زیلوی 3*2 نزدیک به 720 عدد نخ تار موجود است که در پاسسن دستگاه این نخها بوسیله دماغه به اسنو یا نورد متصل است و چون مکانیزم پیچش نورد بصورت دستی است نورد با حرکت دستی که توسط بافنده انجام می شود نخهای تار یا همراه با بافت زیلوی بافته شده به دور نورد یا اسنو پیچیده می شود و سر دیگر نخهای تار با مکانیزم مشابه در بالا به تیر بالایی متصل است و دور آن پیچیده می شود که رفته رفته با بافت زیلو از روی آن باز میشود که این مکانیزم را می توان کاملاً در ماشنهای بافندگی جستجو کرد. در هنگام بافت پارچه که با بافت رفتن منسوج نخ تار بصورت مکانیزم خودکار از روی چله نخ تار باز شده که متاسفانه در تکنیک و صنعت زیلو بافی هنوز مکانیزم کاملاً قدیمی و به صورت دستی عمل می شود.

پس در حالت کلی در صنعت زیلو بافی با بافت زیلو نخ تار از روی تیر باز شده ودر ابتدا نخهای تار در تمام زیلو بدین صورت تقسیم بندی می­گردد که 5 تا 6 تار اول برای کناره و نخ­های دیگر پشت تار متصل است در حالت کلی یک تار متصل به گرت ساده و تار دیگر به گرت نقشدار متصل است که گرت نقشدار با شلیت در تماس است .

تار سوم دوباره به گرت ساده که مربوط به شمشه است و تار چهارم به گرت نقشدار و تار پنجم به گرت ساده پس در یک جمله اینوط می توان توجیه کار که در تمام نخهای تار بطور یک در میان یک نخ تار به گرت ساده و نخ تار بعدی به گرت نقشدار الی آخر.

پس هر دار زیلو دارای دو شمشه است که نخ­های تار توسط یک گرت ساده به آن وصل می­شود و تارهای دیگر با واسطه دیگر به نام گرت نقش­دار به شلیت متصل است. گرت نقش­دار نخ­های تار را که مربوط به نقش زیلو است (خط نویس و حاشیه، نقش زمینه) می­بافد. مانند وردهای یک دستگاه جلو و عقب می­رود که انتخاب نخهای تار بسته به نقش زیلو به وسیله بافنده صورت می­گیرد و با جلو کشیدن شلیت موجب جلو آمدن تار (دهنه رو) شده، به وسیله کلی از برگشت آنها جلوگیری می­کند و با حرکت پود نقش مورد نظر را ایجاد می­کند.

به عبارت دیگر با عوض شدن رنگ جلو کشیدن شلیت و گیرانداختن آن توسط کلی موجب آن می شود تا نخ تارهای پود در محلهایی که تار جلو کشیده شده در زیر آن و در محلهایی که تار در جای خود باقیمانده در رو قرار گیرد و نقش زده شود. الزاماً چون حجم نخ پود زیادتر است (چون نمره نخ تار 6/5 و نمره نخ پود 7/5 است) دوبار پودگذاری انجام می شود، دیگر نخهای تار دیده نمی شود.

گرت ساده نیز نخ پود را در زمینه نگهداشته و حتی از هر رنگ یکی پود بافته شده گرت ساده به وسیله شمشه که آن نیز توسط کمانه جابجا می­شود، محل خود و الزاماً محل تارها را تغییر داده «قوص کمانه یکی از میله ها را جلو کشیده و شمشه دیگر در اثر شل شدن ریسمان به عقب بر می گردد» هر کجا که نخ پود رو قرار گرفت (روی فنی زیلو) اجباراً این نخ چون گرت نقش تغییر شلیت نقش را عوض می­کند نخ رنگ دیگر با نقش مشابه به پشت می افتد.

پس در حالت کلی یک یک حالت قرینه در پشت و رویش ایجاد می­گردد.  برای ایجاد کناره در زیلو نخ­های پود به 2 و 6  تار کناره پیچیده می­شود. پس به طور کلی نخها در تمام زیلوها به این صورت تقسیم بندی می­شود و ایجاد نقش در دست توانای بافنده است.


2- گرت بندی:

برای شروع به کار بافت نقشه های مختلف روی زیلو گرت بندی لازم است پس گرتبندی یکی از دشوارترین کارهای زیلو بافی است به عنوان مثال برای بستن گرت در نقشه ای به نام "پرت توره" به ترتیب زیر عمل می کنیم:

برای نقش حاشیه اصطلاح دج و برای نقش زمینه اصطلاح مجرت نقش به کار می­برند گرت­بندی از قسمت حاشیه زیلو شروع می­شود. حاشیه یبا دج نقوش مختلفی دارد که هر جزء آن به نام ویژه ای مشخص شده است نام و رشو گرتبندی نقشه های حاشیه به ترتیب زیر است.

3- شو کناره:

نام اولین نقش حاشیه زیلو یعنی همان خطوط موازی کناره زیلو است که 5 رشته گرت دارد.

1-3: یک گرت به سفید جو یعنی یک تار از چله با سر نخ دیگری به نام گرت به یک رشته از مجموعه نخهای سفید جو می بندند این عمل را به طور یک در میان، یک بار در سیاجو و یک بار به سفید جو می بندند.

2-3: یک گرت به سیا جو که قرینه توضیح 1-1 می باشد.

3-3 یک گرت به سفید جو

4-3: یک گرت به سیا جو

5-3: یک گرت به سفید جو

4- مداخل:

نام دومین نقش حاشیه است که به سر پرنده شباهت دارد و با 3 گرت بسته می­شود:

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط

3- یک گرت به مداخل بالا

5- کش:

یکی دیگر از طرح­هایی که در بافت زیلو به کار می­رود کش نام دارد. دو رشته خطوط عمودی و موازی است که در مقابل نقش مداخل قرار دارد و با 4 گرت به ترتیب زیر بسته می­شود:

1- یک گرت به سیا جو

2- یک گرت به سفید جو

3- یک گرت به سفید جو

4- یک گرت به سیا جو

6- کنگره:

نام نقشی است که بعد از کش قرار دارد و آن را به 3 گرت به ترتیب زیر می بندند.

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط

3- یک گرت به مداخل بالا

 

 

7- چهار کش:

خطوط عمودی و موازی شبیه کش است با این تفاوت که فاصله بیشتری با یکدیگر دارند ولی گرت آنها مثل کش ردیف 3 بسته می­شود.

8- بند و گل:

یک گل کامل و نیم گل است (منظور از گل نقشه­های هشت ضلعی است با ستاره­ای در وسط یا هر نقش دیگری که در نقش بافته می­شود) دارای 4 گرت است که به ترتیب زیر بسته می­شود:

1- یک گرت به سفید جو

2- یک گرت به سیا جو

3- یک گرت به سفید جو

4- یک گرت به سیا جو

 

9- پروانه:

نقش شبیه پروانه که بعد از3 کش قرار می­گیرد و با3 گرت به ترتیب زیر بسته می­شود.

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط


3- یک گرت به مداخل بالا

10- سه کش:

3 خط موازی در حاشیه است که با سه گرت به ترتیب زیر می بندند.

1- یک گرت به سفید جو

2- یک گرت به سیا جو

3- یک گرت به سفید جو

روش بستن گرت مج:

برای بستن گرت مج با نقش زمینه به هر یک از مج­ها یک گرت بسته می شود به این منظور از مج پایین شروع می­کنند. یعنی یک گرت به مج پایین می­بندند و به همین ترتیب یکی به برمج پایین و ردیفهای بالاتر از آن تا به مج بالاتر برسند. آن­گاه بار دیگر از بالا شروع می­کنند و می­بندند تا به پایین برسند با این تفاوت که اولین مج از بالا را ها می­کنند و از برمج بالا شروع به بستن می­کنند تا به مج پایین برسند.

هر دو از دو مرحله از پایین به بالا و دوباره بالا به پایین نقش یک گل است که برای تشکیل نقش گلهای زمینه 15 مرحله باید این عمل تکرار شود.



مراحل فنی بافت زیلو:

در زیلو بیش از دو رنگ وجود ندارد. سابقاً در زیلویی که برای مصارف خانگی می­بافتند از دو رنگ آبی و گلی استفاده می­شد. ولی امروزه مرغوب­ترین نوع آن که نفتال نام دارد با دو رنگ سبز و گلی می­بافند. به تازگی اولین زیلوی سه رنگ نیز در میبد به دست توانای بافندگان بافته شد. در زیلوهایی که برای مساجد و زیارتگاه­ها بافته می­شود طبق روال گذشته از دو رنگ آبی و سفید استفاده می­شود.

در بافت زیلو برای در هم طنیدن تار و پود از تکنیک "کلی و کمانه" استفاده می­شود. یعنی آن­چه را که در ماشین­های بافندگی چاله­دار با پدال و متعلقات آن و در قالی بافی با دست ماهر بافندگان انجام می­شود، در زیلوبافی به وسیله کمانه و کلی و شلیت صورت می­گیرد.

انتخاب شلیت:

بافنده زیلو برای بافتن نقش از شلیت کمک می­گیرد. چون شلیت به دسته یا رشته های مختلف تقسیم شده است، استاد بافنده هر چند رشته شلیت را که مربوط به نقش مورد نظرش باشد به آسانی با  دست راست جدا می­کند و عقب می­کشد و با دست چپ نگه می­دارد. سپس آنها را به قلاب کلی می­اندازد. کلی رشته­های انتخاب شده شلیت را در طول مدت زمان لازم در همان حالت نگه می­دارد.

بعد از این عمل، استاد کمونه را  که در واقع کلید  باز و بسته کردن دهانه چله است، بالا می­زند.  با این دو حرکت ضمن اینکه  فضایی را  بین تارها  ایجاد می­کند و عمل بافتن را سهولت می­بخشد، نقش دلخواه را هم به بافنده می­دهد.

پود کشی:

پود کشی نیز بر عهده استاد کار است. به همین دلیل به استاد "پودکش" نیز می­گویند.

پودکش پس از بالا زدن کلی و کمونه با یک دست دامی را در دهانه چله می­گذارد و با دست دیگر که تا ساعد از میان تازه ها به لایه میانی چله برده می­شود، دامی را می­گیرد و با سرعت به طرف دیگر پرتاب می­کند. چون دامی به گونه ای پیچیده شده است که به آسانی باز می شود و شکل آن نیز با فضای ایجاد شده بین تارها مناسبت دارد، با یک حرکت پرتابی فاصله زیادی به جلو می­رود. این فاصله به احتساب طول ساعد دست استاد حدود 10/1 تا 20/1 متر است. بنابراین یک استاد ماهر با سه حرکت دامی را از پهنای 3 متری زیلو عبور می­دهد.


در این فاصله که دفتین­زن نیز با سرعت دفتین کلی و کمونه یا دامی را عوض می­کند و مجدداً پود را می­کشد.

 

عوض کردن دامی و کلی متناسب با نوع و نقش است، چه بسا که نقشی که فقط با یک رنگ بافته می­شود. در این صورت مادامی­که بافت نقش به سرانجام نرسد نیاز به عوض کردن کلی و دامی نیست ولی برای این­که پودها روی هم بنشینند، کمونه در هر رفت و برگشت عوض می­شود.

منظور از عوض شدن کلی، تعویض شلیت است. برای این کار استاد آن دسته از شلیت­ها را که قبلاً انتخاب کرده با پایین کشیدن کلی آزاد می­کند و دسته دیگر را به جای آن انتخاب و به کلی الصاق می­کند.

اصطلاحاتی که در این نوع نقش می بایست توضیح داده شود:

1- برمج:

مجی که در مجاورت مج دیگر قرار می گیرد.

2- پهنا:

هر 12 بَنوم یک پهنا است. یک زیلوی معمولی 46 تا 40 پهنا دارد و زیلوی درجه یک دارای 60 پهنا می باشد بنابراین هر چه تعداد پهنا بیشتر باشد، زیلو مرغوب­تر است. لذا اگر بخواهند بر تعداد پهنا بیافزایند برای اینکه بر طول زیلو افزوده نشود، نخ پود را نازک­تر می­گیرند.

مقياس طول در زيلو:

زيلو بافان مقياس طول ويژه‌اي به نام بَنوم به كار مي­برند. هر 6 يا 8 پود يا رج بافته، يك بنوم است. (همان طوري كه در حلقوي تاري 480 رج يك رك مي باشد) در صنعت زيلو بافي 5 الي 6 الي 8 رج را يك بنوم مي­گويند. پس يك نقش 12 بنوم داراي 72 پود است. (منظور از يك نقش، يك گل كامل يا يك نقش است).

3- گا (Ga):

مقیاس دیگری به نام "گا" نیز در زیلو معمول است. هر گا مرکب از دو پود از زیر و دو پود از روی زیلوست. گا تقریباً معادل (خفت) یا رج در قالی است. تعداد گا نیز به نسبت مرغوبیت بافت زیلو کم و زیاد می شود که از روی نقش قابل تشخیص است هر چه گا کمتر باشد نقش درشت­تر می­افتد.

فنون نقش پردازي و ترتيب بافت آن:

براي تشريح فنون و تكنيك­هاي زيلوبافي شيوه نقش پردازي و بافت نقشه "پرت توره" را كه روش گرت بندي آن ذكر شد توضيح مي­دهيم. بافت زيلو نيز مانند "گرت بندي" از حاشيه شروع مي شود و داراي 3 مرحله است.

1- سر پر:

در ابتدا يك "بنوم" به نام سر پر مي­بافند. با پود سفيد يا آبي بدون نقش يك بار در شروع و بار ديگر در خاتمه كار بافته مي­شود. "سر پر" مثل چارچوبي دو سر زيلو را محافظت مي كند و در زمان استفاده از آن مانع باز شدن پودها مي­شود.

2- بافت حاشيه:

سياجو و سفيد جو براي بافت كناره زيلو است. در پود آبي «سبز» سياجو و براي پود گلي سفيد جو را مي­گيرند و مي­بافند. حاشيه داراي 12 بنوم است كه به ترتيب زير بافته مي­شود:

بنوم اول:

هر 3 مداخل را مي­اندازند. يعني اين 3 را رها مي­كنند و بقيه رشته­ها را مي­گيرند و به كلي مي­زنند و با پود كلي مي­بافند.

بنوم دوم:

دو مداخل بالا و وسط را مي­گيرند. مداخل پايين را مي­اندازند و با پود آبي (يا سبز نفتال)، مي­بافند.

بنوم سوم:

مداخل بالا را مي­گيرند و دو مداخل پايين و وسط را مي­اندازند و پود آبي يا سبز مي­بافند.

بنوم چهارم:

هر سه مداخل را مي­اندازند و با پود آبي (یا سبز) مي بافند.

بنوم پنجم:

مداخل بالا را مي­اندازند و دو مداخل ديگر را مي­گيرند و با پود گُلي مي بافند.

بنوم ششم:

مداخل بالا را مي­اندازند و دو مداخل ديگر را مي­گيرند و با پود آبي مي­بافند.

مراحل فوق تكرار مي­شود تا 12 بنوم بافته شود.

3- بافت زمينه:

زمينه زيلو نيز داراي 12 بنوم است كه به ترتيب زير بافته مي شود.

بنوم اول:

مج بالا و برمج بالا را مي­اندازد و بقيه مج­ها را مي­گيرند و با پود گلي مي بافند.

بنوم دوم:

اول مج بالا را مي­گيرند و يك پود آبي (يا سبز) مي بافند. سپس "مج بالا" را مي­اندازند و بقيه مج­ها را مي­گيرند و تا "بنوم" مي بافند.

بنوم سوم:

مج وسط را مي­گيرند و با پود آبي (سبز) مي بافند. بعد مج بالا را مي­گيرند و با پود گلي مي بافند. سپس برمج وسط و بالا را مي­گيرند و مج وسط را مي­اندازند و بقيه مج­ها را مي­گيرند تا بنوم بافته شود.

بنوم چهارم:

برمج بالا را مي­گيرند و با پود آبي يا (سبز) مي بافند سپس مج بالا مج وسط و مج پايين را مي گيرند و با پود گلي مي بافند.

بنوم پنجم:

برمج پايين را مي گيرند و با پود آبي (يا سبز) مي بافند. سپس برمج پايين و مج وسط را مي اندازند و بقيه را مي­گيرند و تا بنوم يا پود گلي بافته شود.

بنوم ششم:

مج وسط را مي­گيرند و با پود آبي (سبز) مي بافند. سپس مج پايين و برمج وسط پايين و مج وسط را مي اندازند و بقيه را مي­گيرند تا بنوم يا پود گلي بافته شود. تا اينجا در واقع نيمي از نقشه زمينه يا به عبارتي نيمي از زيلو بافته شده است براي بافتن بقيه برعكس را پورت تكرار شود تا بافت زيلو كامل شود.

 

 

دستگاه زيلو بافي

در هر كارگاه زيلوبافي به طور معمول يك تا دو دار عمودي وجود دارد. در بافت هر زيلو غالباً دو نفر (يكي استاد كار و ديگري شاگرد) نقش دارند. استاد زيلو باف با دار زيلو بافي و قسمت­هاي آن و شاگرد با نقش و كوبيدن نخ پود در ارتباط است.

هر دستگاه زيلو بافي از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

 

 

هر دستگاه زيلو بافي از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

1- تير (TIR):

دو ميله قطور مكعبي شكل از جنس چوبي كه بطور افقي به فاصله 3 متري موازي يكديگر روي 2 ستون چوبي به نام OSUN مستقر است. ضخامت تير به نسبت عرض دستگاه متفاوت است. معمولاً يك تير 3 متري حدود 75 سانتي­متر ضخامت دارد. پس به طور كلي تير يكي از اجراي دستگاه زيلوبافي است كه جلوي آن بسته مي­شود و هر دستگاه داراي 2 تير است يكي در بالا و ديگري در پايين قرار دارد.

2- اسون (OSUN):

2 پايه يا 2 ستون اصلي دار زيلو بافي است كه عمود بر زمين و به موازات يكديگر و به فاصله اي برابر عرض تيرها نصب مي­شود. اسون نيز مانند تير از چوب يا تير فلزي در حال جديد ساخته مي­شود.با اين تفاوت كه براي ساختن اسون، تنه درختي را درنظرمي­گيرند كه خميدگي مختصري داشته باشد تا وقتي تيرها در آنجا قرار مي­گيرند تير بالا مقداري جلوتر از تير پايين قرار گيرد. در اين حالت چله مايل قرار مي­گيرد و بافنده كه بايد در حالت ايستاده كار كند، بر آن تسلط بيشتري خواهد داشت.

در حقیقت ستون دستگاه زيلو بافي است كه قسمت­هاي مختلف دستگاه بر روي آن قرار گرفته است. عَلَم و پشت­بند و اسون مشابه پايه دستگاه بافندگي و تير بالا مشابه غلطك تار و تير پايين به منزله غلطك پيچيده پارچه در دستگاه بافندگي است.

3- تنگ (دماغه):

چوبي است سوراخ سوراخ، كه بر روي نورد قرار مي­گيرد و نخ­ هاي تار را روي نورد محكم مي­كند.

ميله چوبي قطوري است كه نوك تيز آنرا در حفره­هاي دو سر تير مي­كنند و آن را براي پيچيدن چله مي­چرخانند سپس براي محكم نگه داشتن چله تا جايي كه ممكن است به عقب مي كشند و با چوبي ديگر به دیوار يا سقف كارگاه حايل مي­كنند و به همان حال باقي مي­ماند.

4- شمشه:

ابزاري است كه از يك طرف به گرت ساده و از طرف ديگر به كمانه در ارتباط و در تعويض گرت ساده كمك مي­كند. پس در يك جمله مي­توان گفت شمشه چوب گرت است كه در عرض دستگاه به موازات يكديگر قرار گرفته است و به طوريكه خواهيم گفت به كمك كمونه براي بافتن نقش زيلو به كار گرفته مي شود.

5- پشت­بند:

چوب­هايي است كه در پشت فني دستگاه زيلوبافي قرار مي­گيرد و از يك طرف مهار شده است و از طرف ديگر شليت را نگه مي­دارد. پس مي­توان گفت پشت­بند چوب يا ميله آهني بلندي است كه دو سر آن در ديوار طرفين كارگاه تعبيه شده است. اين ميله كه در عرض دار قرار دارد، يك وسيله نگه دارنده كمانه و كلي است.

6- كَلي:

چنگك چوبي است كه براي جابجا كردن تارهاي متصل به گرت نقش به كار مي رود و اين چنگك از يك طرف به پشتبند و از طرف ديگر به علت كوتاهي طناب شليت را كه به عقب كشيده مي شود نگه مي­دارد. براي جلوگيري از پايين افتادن كلي قوس بالايي را با يك طناب كمكي به بالاي دستگاه متصل مي كنند.

7- شليت:

يكي ديگر از متعلقات دار زيلو بافي شليت است. شليت يك مجموعه از نخ­هاي تابيده شده اي است كه آن را موازي هم در يك رديف افقي به دو چوب كه در طرفين دستگاه (مقابل هر اسون يك عدد) عمود بر زمين نصب شده است بسته اند. شليت در حد فاصل و به موازات دستگاه و پشت­بند به نحوي قرار گرفته است كه وقتي بافنده پشت دستگاه مي ايستد شليت بالاي سر و پشت گردن او قرار مي گيرد. شليت از چندين رشته نخ تركيب و از هر رشته از به هم تابيدن 28 تا 30 لايه نخ نمره 5 تهيه شده مي­شود. اين مجموعه را به 12 دسته كوچكتر 5 يا 6 رشته­اي تقسيم مي­كنند و مابقي به هم مي­بندند. هر يك از اين دسته ها نام و عملكرد مستقلي در بافت زيلو دارد. دو دسته آن به نام سياجو و سفيد جو و 3 دسته به نام مداخل مربوط به نقش حاشيه­اند و هفت دسته ديگر كه مج نام دارند، در بافت نقش زيلو مؤثرند.

تعداد مج­ها متناسب با نوع نقشه كم و زياد مي شود. هر چه نقشه پيچيده­تر باشد، بر تعداد مج افزوده مي­شود. در زيلوهاي معمولي و ساده كه براي خانه مي بافند از شليت هفت مج استفاده مي­شود. اما شليت زيلوهايي كه حاشيه نويس دارند و براي مساجد و امامزاده­ها به كار مي­رود داراي 13 مج است. به طوري كه از شيوه نام­گذاري مج­ها استفاده شود، زيلو در اصل دو مج به اسامي مج افزوده شده است اما چون نتوانسته اند نام جديدي براي آن انتخاب كنند، مج اضافه شده­اي را در قياس با دو مج اوليه نام­گذاري كرده­اند.

8- گرت GORT:

مجموعه نخ­هايي است كه يك سوي آن به چله و سر ديگر آن به شليت و شمشه مي بندند دسته اي كه به شليت بسته مي­شود از دو بخش تشكيل شده است:

1- گرت نقش

2- گرت ساده

گرت ساده:

مجموعه نخ­هايي كه براي تفكيك تارها به چله بسته مي­شود و سر ديگر آن به شمشه وصل است. پس آن­چه به شمشه مي بندند گرت ساده ولي اگر به شليت وصل باشد گرت نقش دار گفته مي شود.

گرت دج:

منظور همان نقش حاشيه است و منظور از بستن گرت دج و نقش فراهم كردن امكان جابجايي تارها براي نقش آفريني است و هدف از بستن گرت ساده قابل تقسيم كردن تار به دو دسته مساوي و ايجاد فضايي يعني آندو جهت عبور پود است. گرت ساده را در تمام نقش­ها يكسان مي بندند و بالعكس شيوه بستن گرت نقش با تعويض هر نقشه تغيير مي­كند.

9- چاله:

گودالی مستطیل شکل در زمین که طول و عرض آن متناسب با تیر پایین می­باشد.

10- طناب كلي:

طنابی که به وسیله آن کلی نگه­داشته می­شود و به دیوار یا بالای دستگاه وصل می­شود.

نام قسمت­های دیگر دستگاه عبارتند از:

 11- مج

12- چوب شليت

13- حفره هاي تير

14- كمانه

15- پهنه بند

فلسفه بعضی طرح و نقش­های زيلو (نقش و نگارهاي زيلو):

بيشتر نگارهاي زيلو نقشه هاي شناخته شده اي است كه ريشه در فرهنگ ايران باستان دارد كه بعدها با فرهنگ اسلامي درآميخته است. به عنوان مثال "سرو" به سبب اينكه هميشه سبز است، تقريباً در تمام مذاهب باستاني از قداست و حرمت برخوردار بوده و سمبل جاودانگي محسوب مي­شده است. آثار آن در تمدن آشوري، ايلامي، هنر هخامنشي و پارتي و ساساني مشهود است. بعدها در هنر اسلامي به شكل "جقه" در بافتهاي ترمه، حضور خود را تثبيت كرده است. در آئين­هاي مذهبي نيز سرو داراي نقش نمادين است.

اسكلت چوبي بزرگ به نام نخل كه هنوز در بسياري از شهرهاي ايران از جمله ميبد به عنوان محفه امام حسين(ع) در ايام عاشورا حركت مي­دهند در واقع مقطعي از بلندترين قسمت سرو است. حتي يك از اجزاي تزئيني نخل ميبد سرو نام دارد كه دقيقاً به شكل درخت سروي است كه برگ­هاي آن را به شكل نيزه مجسم كرده­اند و نماد تيرهايي است كه به بدن امام حسين(ع) زدند. سرو در فرهنگ ايراني مظهر جاودانگي بوده كه قيام و شهادت امام حسين نيز چنين بوده است. چه نمادي مي توانست چنين پيامي را بدين گونه به ذهن­ها متبادر كند؟ نقش كليد و گره نيز همان گردونه خورشيد يا خورشيد آريايي است، كه به نظر محققان در هنر ايران بعد از اسلام، با خط كوفي تلفيق مي­شود و متنوع­ترين و بديع­ترين شبكه­هاي نقش پردازي را پديدار مي­كند.گاه همه اجزاء خود را با نام حضرت محمد(ص) و حضرت علي(ع) مي­گيرد. گاه مركز ثقل نقشي مي­شود كه نام علي 4 بازوي آن است. شايان ذكر است گاه كليد و سرو به صورت اختصاصي براي زيلوي مساجد و اماكن متبركه بافته مي شده است. حتي در معماري مذهبي نقش گره و كليد جايگاه ويژه­اي دارد. پوشش سطح خارجي گنبد مساجد و تنوره آب انبارها، شبكه هاي در و پنجره مساجد و نخل و ضريح امامزاده­ها نيز از چنين نقشي شكل گرفته است. نقش 8 پر نيز نقش مايه شناخته شده اي است كه قديمي­ترين نمونه آن در قالي وجود دارد. نمونه نقش­مايه 8 پر ساساني و پارتي و 8 پر اسلامي در گنبد سلطانيه به چشم مي­خورد. بي­ترديد با تغيير شكلي كه به مرور دراين نقش­ها حاصل شده و وجه تشابهي با پديده هاي محيط زيستي ميبدي­ها پيدا كرده است، نامها نيز تغيير يافته­اند وگرنه همه اين نقش­ها به نوعي در چنين دست­بافته هايي رواج عام دارد و خاص يك منطقه نيست. به عنوان مثال نقش "پرت توره" مساوي مايعي از نقش قنديل دارد كه در معابد و زيارتگاه­ها و مساجد جايگاه ويژه اي داشته است. كنگره نيز پديده نوظهوري نيست. در ميبد تصوير فضايي آن در نوع حضار چيني مشبك جلوه كرده كه در كله بادگير و حفاظ پشت بام منازل است و نمونه آن در ميبد و يزد فراوان است. الهام گرفتن از مظاهر ملموس طبيعت در نقش مايه دست­بافته­ها و هر هنر ديگر از سنتهای معمول و رايج هر منطقه است. بنابراين زيلوبافان ميبدي هم با الهام از محيط زيست خود گاه نقشي نو آفريده­اند. اينكه بيشتر مج­هاي شليت، در قياس با مج ديگر نامگذاري شده اند، خود دليل بارز تداول نقشهاي نوظهور است.

 

 




چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
نوشته شده در  


 

میبد در نوروز ۱۳۹۰ آماده پذيرايي از ميهمانان و گردشگران نوروزي است.

 

 
 آب انبار شاه عباسی
آب انبار شاه عباسی
 
آب انبار شاه عباسی
 
يخچال قديمی شهر ميبد
 
نمايی از مسجدی در ميبد
 
كبوترخانه ميبد
كبوترخانه ميبد
 
كبوترخانه ميبد
 
كبوترخانه ميبد
 
كبوترخانه ميبد
 
بازديد كنندگان در حال بازديد از بنای كبوترخانه ميبد
 
 
مسير منتهی به برج بارو در ميبد
 
قلعه مهرجرد در ميبد
قلعه مهرجرد در ميبد
 
يکی از نانوايی های عرضه کننده نان سنتی در ميبد
 
کارگاه خورجين بافی در ميبد
 
میبد
بافت تاريخی ميبد
 
موزه زيلو
 
نارين قلعه
 
نارين قلعه
 
نمايی از بافت قديمی شهر ميبد در يزد
  
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: farsnews.com
 



یکشنبه هشتم اسفند 1389
نوشته شده در  


برگرفته از وبلاگ

http://www.shahroodpress.blogfa.com

 

اگر با تاريخ و فرهنگ كشور ها آشنا باشيم و يا  دست كم به بعضي از پرچم ها نگاه كرده باشيم ديده ايم كه ملتها هر كدام نماد مخصوص به خود دارند مثلا يك كشور مثل لبنان درخت سدر و كشور ديگري با برگ درخت  ديگري با يك حيوان نماد خود را مشخص نموده است . برخي كشورها هم هستند كه نماد خود را به پرچم نبرده اند ولي براي آنها محترم است  از اين نظر تقريبا براي همه ملت ها ميتوان يك نماد ملي به حساب آورد كه از آن ميان برخي حيوان وبرخي ديگر گياه  و جماد هستند.

     نماد ملي ايرانيان سرو است  شايد در نگاره هاي تخت جمشيد بارها به اين نشان برخورد كرده ايد و علت آن را خواسته ايد و يا اينكه اين نام در ادبيات ايراني و فرهنگ ديني مورد توجه بوده است براي شما جالب توجه بوده است. آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه چرا سرو؟  و يا اين سرو چه وي‍ژگي دارد كه با ملت ايران همخوان بوده است؟

     واقعيت اين است كه در ميان تمام جهانيان ايراني ها با ذوق و سليقه ي وي‍‍ژ ه اي اين نماد را انتخاب كرده و الحق كه بهترين انتخاب را داشته اند . درخت سرو زيباترين خوش قامت ترين درخت است كه بار هم نميدهد و از تعلق آزاد است از اين رو آن را نماد آزادگي هم خوانده اند اين عنوان در ادبيات فارسي مورد استفاده است. اين درخت همچنين هميشه سبز است و هيچگاه خزان ندارد و نشان ميدهد كه ايراني هميشه خرم و شاد است . سرو در كنار ويژگي هاي ديگرش مقاومت خوبي در برابر خشكسالي دارد ولي مهمتر از آن اين كه در برابر توفانها سخت مقاومت مي كند . سخت ترين توفان درختان ديگر را مي شكند اما سرو  تا  روي زمين خم ميشود اما هرگز كمرش نمي شكند  . اين امر براي ايرانياني كه در برابر يورش اقوام مهاجم تسليم شده ولي ماهيت خود را رها نكرده اندمثال خوبي است. از اينها گذشته دير پايي و عمر دراز سرو و مقاومت آن در برابر آفات هم مهم است .

     معروف است كه زردشت دو درخت سرو كاشت كه يكي در فريومد و ديگري در كاشمر بود  سرو كاشمر را متوكل عباسي از سر بغض بريد و به خواهش زردشتيان توجه نكرد . او. ميخواست از تنه آن كاخي در بغداد براي خود بسازد ولي پيش از آن، فرشته مرگ زود تر از درخت به بغداد رسيد و متوكل را به جهنم برد  . امروزه اما درخت سرو هزار ساله اي در ابركوه پابر جاست كه مورد عنايت اهالي است و در ميراث فرهنگي نيز ثبت شده است.

     در فرهنگ ايران باستان هم سرو نشان اهورا مزدا و نيلوفر نماد آناهيتا است  بنا براين كاشت درخت مقدس است و داير كردن پرديس (فردوس) مقدس بوده است البته آن نخلي هم كه امروزه در بخشهاي مركزي ايران به هنگام عزاي امام حسين بلند مي كنند شكلي ار سرو است كه سخن در اطراف آن فراوان است و جاي تحقيق دارد. ايرانيان همه ساله در روز خور با خداي خود پيمان مي بستند كه تا سال ديگر يك سرو خواهند كاشت زيرا سرو نماد مقاومت در برابر سرما هم بود

 

 

 

 




شنبه هفتم اسفند 1389
نوشته شده در  





چهارشنبه چهارم اسفند 1389
نوشته شده در  


اُپرا آميزه‌ای از موسيقی و نمايش است تا حقيقت به تصوير كشيده شود. از اين رو برای خلق آثار اپرايی بايد در دو بخش موسيقی و نمايش عالم بود تا پديده‌ای درخور تحسين ايجاد كرد. بزرگان هنر در برتری هر يک از اين دو مؤلفه بر ديگری اختلاف نظر دارند؛ به عنوان مثال ريشارد واگنر موسيقی را در خدمت هدف والای نمايش می‌داند. با اين حال موسيقی دارای اعجازی است كه با آن، داستانی هرچند ساده به تجربهٔ احساسی عميق و دل‌انگيز بدل می‌شود. همچنين داستانها و نمايشنامه‌های موفق نيز با درآميختن با موسيقی، بقا و عمق بيشتری می‌يابند.[۱]

اپرا مجموعه‌ای است از هنرهای مختلف: موسيقی، ادبيات، فن بازيگری، طراحی صحنه، دكور و كارگردانی. اپرا از ارزنده‌ترين پديده‌های جهان موسيقی است. طی چندين قرن اپرا با تحولات فراوان همه گونه رويدادها و سبكهای موسيقی را تجربه كرد و به تكامل رسيد.[۲]

اُپِرا هنری است که بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ و سازگار با موسیقی ساخته شده انجام می‌گيرد. نمایش اجرایی در اپرا عناصر ویژهٔ تئاتر مانند زمینه‌پردازی و محیط نمایشی، جامه‌ها، چهره‌پردازی و بازیگری را در خود دارد. ولی در اپرا واژه‌هایی که بازگو می‌شود یعنی اپرانامه (libretto) سخن‌پردازی گفتاری نبوده بلکه به گونهٔ آوازی و سرودی است. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی می‌کنند. همنوایان می‌توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک سازگان سمفونیک کامل.

البته امروزه این هنر به مانند گذشته نیست و گاه با سبکهای دیگر موسیقی آمیخته شده‌است یا اينكه به تنهایی و بدون نمایش اجرا می‌شود.

آوازهای اپرا شامل دو قسمت است:

  • آريا (Aria) كه قسمت اصلی اپراست و خواننده در آن با آرايشهای آوازی، قدرت و مهارتش را ابراز می‌دارد.
  • رسيتاتيف (Recitatif) كه نوعی از فن بيان و مكالمهٔ آوازی است و غالباً پيش از آريا قرار می‌گيرد. در اپرای ايتاليايی، رسيتاتيف رابط بين دو آرياست:

الف-رسيتاتيف ساده(Recitatif Secco)كه آواز بدون اركستر است و فقط با چند آكورد كوتاه همراهی می‌شود.

ب-رسيتاتيف آكامپانيه(Recitatif accampagne) كه خواننده به همراهی اركستر می‌خواند و بيشتر در اپراهای فرانسوی معمول است.

از جمله رهبران ارکستر اپرا می‌توان گوستاو مالر را نام برد.

 

ادامه مطلب را حتما بخوانید

 



ادامه مطلب

چهارشنبه چهارم اسفند 1389
نوشته شده در  


 

    http://www.claudemartin.net/news2.htm 

  

 

 

 

 

 




دوشنبه دوم اسفند 1389
نوشته شده در  


 نویسنده وگردآورنده مقاله مهندس محمد کریمی

برگرفته از وبلاگ http://nikghasr.blogfa.com

نکات مهم وکلیدی در انتخاب یک دوربین دیجیتال خوب

دوربین‌های دیجیتال موجود در بازار، کار انتخاب و خرید یک دوربین دیجیتال مناسب را برای خریدارانی که فرصت چندانی برای تحقیق و مقایسه مدل‌های مختلف ندارند، دشوار کرده است.
فروشندگان گاهی حتی اجازه لمس و مشاهده از نزدیک دوربین‌ها را هم به مشتریان نمی‌دهند و با بی‌حوصلگی، تنها اعداد و ارقام و اصطلاحاتی را پشت سر هم تحویل مشتری می‌دهند و به او می‌قبولانند که دوربین آنها بهترین دوربینی است که در بازار پیدا می‌شود. بسیاری از مشتریان هم پول امکانات و ویژگی‌هایی را می‌پردازند که ممکن است هرگز به آنها احتیاج نداشته باشند.


Megapixel
مهم‌ترین عاملی که در تبلیغات تولیدکنندگان و بازار گرمی فروشندگان دوربین‌های دیجیتال به آن اشاره می‌شود،‌ عددی است که همراه با واحد مگاپیکسل نشان داده می‌شود. آنچه از آن با عنوان مگاپیکسل یاد می‌شود، در واقع تعداد پیکسل‌های موجود در هر عکس است.
بسیاری از مشتریان تصور می‌کنند هر چه مگاپیکسل دوربینی بیشتر باشد، آن دوربین بهتر است؛ اما لزوماً این طور نیست. دوربینی که مگاپیکسل بالایی داشته باشد، اما کند و لاک پشتی عمل کند، تبدیل به وسیله‌ای اعصاب خرد کن می‌شود. با چنین دوربینی شما صحنه‌های زیادی را از دست می‌دهید و عکس‌هایی که می‌گیرید، اغلب چند ثانیه بعد از لحظه مورد نظر را نشان می‌دهند. 
مهم‌ترین نکته هنگام خرید دوربین دیجیتال نه به دوربین که به خود شما بر می‌گردد؛


عکس‌ها را برای چه کاری می‌گیرید؟
اگر عکس‌ها را فقط برای ذخیره کردن روی کامپیوتر و سی‌دی و دی‌وی‌دی می‌گیرید و از آنها در اینترنت استفاده می‌کنید، یک دوربین سه مگاپیکسلی هم کار شما را راه می‌اندازد. اما اگر قصد چاپ عکس‌ها‌یتان را دارید، موضوع فرق می‌کند و بستگی مستقیم به اندازه‌ای دارد که می‌خواهید عکس‌ها را در آن اندازه چاپ کنید. 
یک قابلیت دیگر عکس‌هایی که با دوربین‌های با مگاپیکسل بالاتر گرفته می‌شود، امکان انتخاب بخشی از تصویر یا Crop کردن آن است، این طوری می‌توانید تنها بخش یا بخش‌های مورد نظرتان را از یک عکس انتخاب و آن را چاپ کنید. به طور کلی، عکس‌های دارای وضوح تصویر (رزولوشن) دو مگاپیکسل را می‌توان تا اندازه 18*13 سانتیمتر، عکس‌های سه مگاپیکسلی را تا اندازه 25*20 سانتیمتر و عکس‌های 4 مگاپیکسلی را تا اندازه 40*30 سانتیمتر بدون افت کیفیت چاپ کرد. 
البته کیفیت عکس‌های یک دوربین، تنها به مگاپیکسل آن بستگی ندارد و رابطه مستقیمی با نوع و کیفیت سنسور حساس به نور دوربین (ccd) و لنز آن دارد. تولیدکنندگان معروف دوربین‌های دیجیتال، به ویژه آنهایی که از دیرباز در کار تولید دوربین‌های آنالوگ بوده‌اند، از حس‌گرها و لنزهای با کیفیت‌تر و البته گران‌تری بر روی دوربین‌هایشان استفاده می‌کنند و همین مساله موجب می‌شود گاهی کیفیت عکس‌های یک دوربین دیجیتال با مگاپیکسل پایین‌تر، بالاتر از عکس‌های دوربین دیگری باشد که مگاپیکسل بالاتری هم دارد.

زوم چند X؟
به هیچ وجه گول اعدادی را که با آب و تاب فراوان در مورد زوم دیجیتال دوربین به شما می‌گویند، نخورید و هنگام خرید تنها به زوم اپتیکال آن توجه کنید. 
دوربین‌های ارزان قیمت، معمولاً امکان زوم اپتیکال ندارند. زوم اپتیکال همان بزرگ‌نمایی لنز و همراه با جلو و عقب رفتن لنز است که موجب تغییر فاصله کانونی لنز می‌شود. اما زوم دیجیتال در فاصله کانونی لنز تغییری ایجاد نمی‌کند و با هر بار زوم، بخش کوچک‌تری از سنسور دوربین برای بزرگ‌نمایی عکس انتخاب می‌شود. درست مثل این است که با استفاده از ابزار "زوم" برنامه‌های گرافیکی، روی یک عکس در کامپیوتر زوم کنیم. به همین دلیل است که عکس‌هایی که با زوم بالای دوربین‌های دیجیتال گرفته می‌شود، کیفیت مناسبی ندارد و به خصوص چاپ آنها هم چنگی به دل نمی‌زند. 
یک دوربین دیجیتال اتوماتیک معمولی با لنزی حدود 20-8 میلی‌متر معادل 35-120 میلی‌متر در دوربین‌های 35 میلی‌متری و زوم اپتیکال 3x یا سه برابر برای کاربران معمولی،‌انتخاب مناسبی است.

اندازه، وزن
وزن و اندازه دوربین‌ دیجیتال یکی از مواردی است که سازندگان دوربین‌ها در مورد آن با هم رقابت می‌کنند. دوربین سنگین و جاگیر نسبت به دوربینی که در جیب جا می‌شود، تعداد روزهای بیشتری را در طاقچه و کمد اتاق می‌گذارند.


فوکوس دستی
گاهی اوقات در فوکوس خودکار دوربین‌های دیجیتال، اختلال به وجود می‌آید، مثلاً مواقعی که خطوط عمودی یا افقی منظم و موازی زیادی در تصویر وجود داشته باشد در این مواقع استفاده از فوکوس دستی به کمک کاربران می‌آید. فوکوس دستی از آن دسته امکاناتی است که برخی کاربران ممکن است هرگز از آن استفاده نکنند.

حافظه
دوربین‌های دیجیتال معمولی همراه با 8 مگابایت حافظه داخلی یا کارتی به همین ظرفیت به فروش می‌رسند که چنین حافظه‌ای تنها گنجایش ذخیره حدود 10 عکس را دارد. 
بیشتر دوربین‌های دیجیتال از یکی از سه نوع حافظه
 CF (Compact Flash)، SM (Smart Media) یا MS (Memory Stick) استفاده می‌کنند که فرق چندانی با هم ندارند. اگر دوربین انتخابی شما از کارت‌های حافظه CF هم پشتیبانی کند، تنوع و ارزانی این کارت‌ها هم به مزایای دوربین شما اضافه می‌شود.


باتری
دوربین دیجیتال یکی از پر مصرف‌ترین دستگاه‌های الکترونیکی است که با باتری تغذیه می‌شود. باتری‌های مورد استفاده در دوربین‌ها، انواع مختلفی از قبیل NICD, NIMH و Lilon یا باتری‌های قلمی و نیم قلمی معمولی است. 
بعضی از دوربین‌ها تنها از باتری‌ها و شارژرهای اختصاصی خودشان استفاده می‌کنند که گران قیمت و کمیاب و بعضاً نایاب هستند. بهتر است دوربینی را انتخاب کنید که از باتری‌های قلمی قابل شارژ معمولی هم پشتیبانی کند. اگر باتری و شارژر دوربین انتخابی شما اختصاصی خودش است، تحقیق کنید که آیا نمایندگی‌ها و دفاتر خدمات پس از فروش این دوربین، باتری آن را به طور مجزا می‌فروشد یا نه.


فیلم و صوت
بعضی از دوربین‌ها می‌توانند فیلم هم بگیرند، اما کیفیت فیلم آنها و همچنین مدت زمان فیلمی که بر روی کارت حافظه ذخیره می‌شود ممکن است خیلی مورد استفاده شما نباشد. اگر دوربین فیلم‌برداری خانگی دارید، این قابلیت دوربین‌های دیجیتال زیاد به دردتان نخواهد خورد. 
منوها و تنظیمات
محل قرار گرفتن کلیدها و طراحی منوی تنظیم دوربین موضوع مهمی است. آیا تنظیم رزولوشن، زوم، فلاش، دیافراگم و مشاهده و مرور عکس‌های گرفته شده در دوربین انتخابی شما به راحتی و سریع انجام می‌شود؟

White balance
به طور ساده، وایت بالانس یا "تراز سفیدی" مشخص می‌کند که در یک تصویر، چه چیز سفید و با توجه به آن، چه چیزی سیاه کامل است. با توجه به مشخص شدن این دو رنگ آن گاه رنگ‌های طیف میان این دو رنگ مشخص می‌شود. به همین دلیل است که مثلاً عکس‌هایی که داخل یک اتاق و با نور معمولی یک لامپ تنگستن یا مهتابی گرفته اید، ممکن است زرد یا آبی به نظر بیاید. 
دوربین‌ها حالت‌های مختلف وایت بالانس در محیط‌های نوری مختلف را از هوای آفتابی و ابری تا زیر نور لامپ مهتابی، فلاش و تنگستن گرفته به طور پیش گزیده در خود ذخیره دارند. اما آنهایی که امکان تنظیم وایت بالانس دستی یا Custom را هم عرضه می‌کنند، کامل‌تر و بهترند.

مانیتورهای LCD
حالا دیگر تمام دوربین‌های دیجیتال دارای صفحات LCD هستند که برای نمایش هم زمان تصویر یا مرور عکس‌های گرفته شده به کار می‌رود. برخی از آنها زیر نور شدید آفتاب یا لامپ کارایی چندانی ندارد و برخی هم هنگام نمایش تصویر، از بغل دچار اعوجاج می‌شوند. 
LCDهایی که می‌توان آنها را با زاویه چرخاند، به گرفتن عکس‌های خلاقانه از زوایای مختلف کمک می‌کند. منظره‌یاب اپتیکی (Optical Viewfinder) هم، هرچند که کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما مواقعی که باتری دوربین در حال ته کشیدن است، استفاده از آن و خاموش کردن LCD می‌تواند کارساز باشد.


مدهای عکاسی آماده
مدهای آماده، نظیر پرتره، ورزشی، منظره، شب و ماکرو، به عکاسان مبتدی امکان گرفتن عکس‌های بهتر با تنظیمات مناسب‌تر می‌دهد. در این حالت‌ها، دوربین به طور خودکار برای عکس‌برداری در شرایط انتخاب شده، آماده می‌شود. 
مدهای اولویت شاتر و دیافراگم و جبران نوری از جمله کاربردی‌ترین مدهای آماده دوربین‌هاست.


ISO
در دوربین‌های آنالوگ، تغییر ISO یا حساسیت فیلم به نور، تنها با تعویض فیلم مقدور بود. اما در دوربین‌های دیجیتال به راحتی با تغییر ISO می‌توان حساسیت به نور را کم و زیاد کرد. این قابلیت به ویژه هنگام عکاسی بدون فلاش در محیط‌های کم نور کارایی دارد. 
همانند فیلم ها که با حساسیت‌های مختلف نوری عرضه می‌شود، در بسیاری از دوربین‌های دیجیتال هم شما می‌توانید ISO مجازی آنها را برای افزایش حساسیت دوربین جهت عکاسی در نور کم تنظیم کنند. داشتن ISO قابل تنظیم برای شرایطی که

فلاش مناسب یا کارآمد نیست، ضروری است.


امکان نصب فلاش خارجی
اگر فلاش کوچک و داخلی دوربین نیاز شما را برطرف می‌کند و برنامه‌ای برای استفاده از فلاش‌های خارجی بر روی دوربین‌تان ندارید، می‌توانید از امکان و قابلیت نصب فلاش خارجی روی دوربین‌تان صرف نظر کنید.


تاخیر شاتر
بعضی از دوربین‌های دیجیتال زمان نسبتاً زیادی را تا آماده شدن برای گرفتن عکس بعدی تلف می‌کنند. این مشکل را تنها با امتحان دوربین مورد نظرتان می‌توانید امتحان کنید؛ البته اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید و به فروشنده‌ای برخورد کنید که اجازه دهد به دوربین داخل ویترین مغازه‌اش دست بزنید. نویسنده وگردآوری مهندس محمد کریمی (قصرشیرین)

 

 




دوشنبه دوم اسفند 1389
نوشته شده در  


 

مکتب هادسن

اصطلاحی که درباره شماری از منظره نگاران رمانتیک امریکایی سده نوزدهم به کار برده می شود.

مکتب میلان

یکی از مکاتب نقاشی ایتالیایی که در سده های پانزدهم و شانزدهم شکوفا بود و فوپا رهبری آن را برعهده داشت ولی پس از اقامت لئوناردوداوینچی و پیروانش در میلان ، این مکتب تحت تأثیر او و پیروانش قرار گرفت.

مکتب نیویورک

مکتب گروهی ناهمگن از نقاشان عمدتاً انتزاع گرا که در نیویورک شکل گرفت. این مکتب با عناوین اکسپرسیونیسم انتزاعی و نقاشیهای کنشی نیز ، شناخته می شود.

پیروان این مکتب عبارتند از : پالاک ، مادرول ، نیومن و روتکو .

هنر سلتی

هنر اقوام سلتی ، ساکن در اروپای باختری ، از حدود ۴۵۰ ق.م تا ۶۵۰ ب.م که نقش های منحنی غیر متقارن که غالباً با صور حیوانی آمیخته اند، مشخصه اساسی هنر آنهاست. آنها در زمینه های جواهر سازی ، فلز کاری ، سفالگری و حکاکی روی چوب فعالیت داشتند.

هنر بوم شناختی

اصطلاحی برای توصیف هنری که بر فرآیندهای طبیعت تأکید می کند و نخستین بار در ۱۹۸۶ پدید آمد و آلن سانفیست ، از نمایندگان آن به شمار می آید.

هنر زننده

اصطلاحی برای توصیف آن نوع از هنر امریکایی که در آن مواد و مصالح غیر عادی و ناجور به کارمی رود. در این هنر غالباً نقاشی و مجسمه سازی با هم ترکیب می شوند.

هنر خام

اصطلاحی که توسط ژان دوبوفه ، برای توصیف انگاره سازی خامدستانه و نقش پردازی های مغشوش تصادفی رایج شد.در چنین رویکردی به هنر، سنتهای هنر باختر زمین ، مردود شمرده شد و نوعی زبان تصویری سر راست قابل مقایسه با هنر بدوی و هنر کودکان – مورد قبول قرار گرفت. دوبوفه و نقاشان گروه کبرا از نمایندگان آن به شمار می آیند.

 

ادامه مطلب را بخوانبد

 



ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389
نوشته شده در  


پرونده:Swastika iran.jpg

گردنبند ایرانی که در گیلان پیدا شده و دارای قدمت حدود یک هزار سال قبل از میلاد می‌باشد،

موزه ملی ایران

 

 

صلیب شکسته یا گردونهٔ خورشید

 یک چلیپا با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد. در شکل هندی نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌دهند.

سواستیکا از واژه سانسکریت "svastika" مشتق شده و به معنای خوب برای بودن است. در فرهنگ هند و اروپایی، این نشان بر روی اشیا یا مردم ایجاد می شد تا برایشان شانس خوب بیاورد. این نشان برای هزاران سال متداول بوده است، خصوصاً به عنوان یک نماد هند در کتابهای مقدس، به معنای بخت، برهما یا سامسارا (تولد دوباره). امروزه این نشان معمولاً در آثار هنری هندی و معماری کنونی و باستانی هندو و نیز در خرابه‌های شهر تاریخی تروآ دیده می شود

چلیپای شکسته در بسیاری از هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌باشد ، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب شکسته در بین سومری‌ها، سلت‌ها و یونانی‌ها استفاده می‌شد.

در غرب، چلیپای شکسته با نام سواستیکا به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (به خاطر آنکه به عنوان نشان حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان به‌کار می‌رفت). پس از جنگ جهانی دوم این نماد وجهه بدنامی در غرب پیدا کرده‌است.

 

 

در آیین مهر این نشان را گردونه مهر می نامند برخی می پندارند چهار پره آن آمیزش چهار عنصر اصلی آّب ، باد ، خاک ، آتش را می رساند. برخی دیگر آن را ساده شده شکل خورشید و درخشش پرتو های آن می دانند.اما نکته اینجاست که امروزه کمتر کسی به این موضوع توجه می کند که گردونه مهر قوم آریا که نشانی از خوش یمنی دارد مطلق به نازیان نیست. درواقع آدولف هیتلر که بدون تردید یک تاریخ دان برجسته بود با خواندن وقایع مربوط به سرگذشت قوم آریا به این نشان رسید و آن را برای حزب خود انتخاب کرد. (هیتلر آنقدر با قوم آریا و ایران آشنایی داشت که باعث شد نام ایران در جهان برای اولین بار در نقشه های رسمی از این نام مقدس استفاده شود زیرا تا پیش از آن در تمامی نقشه های جغرافیایی ایران را با نام یونانی پرشین می شناختند)البته استفاده هیتلر از این نشان باعث مشهورتر شدن آن شد وگرنه چنانچه در عکسهای زیر مشاهده خواهید کرد که در آمریکا و انگلستان و سایر نقاط جهان حتی پیش از نازیها استفاده های گوناگونی از این نشان مقدس شده است

 

 

معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌‌باشد. در شکل هندی نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌‌دهند. [

]

 

واژه سواستیکا swastika از می باشد و آمیزه ای از سو = خوب و خوش + استی =هستی و استی، می باشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در ایران باستان چنین نشانه ای را "گردونه مهر" می گفته اند.سواستیکا در تمام هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌‌باشد،  استفاده می‌‌شد.در غرب، سواستیکا عموماً با نام صلیب شکسته و به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (خاستگاهنشان سواستیکا جزئی از میراث فرهنگی اقوام آریایی است که از هزاران سال پیش به کار می‌‌رفته است. نشانه هایی از آن در تروی و ایران پیدا شده است.نمونه ای از آن گردن بندی بسیار زیبا می باشد که در گيلان یافت شده و هم اكنون در موزه ملي ايران نگهداري مي شود

 

 

 

 




سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389
نوشته شده در  


ادامه مطلب را بخوانید

 



ادامه مطلب

سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389
نوشته شده در  


 Saturday August 14, 2010

Kieron Williamson is quickly becoming of one the most popular young artists in Britain right now. His paintings sell for large amounts of money, and on top of that, there is a long waiting list of 3000 people to get his new work.

Kieron-Williamson

Kieron Williamson is quickly becoming of one the most popular young artists in Britain right now. His paintings sell for large amounts of money, and on top of that, there is a long waiting list of 3000 people to get his new work.

See Kieron Williamson’s paintings

Incredible child painter wows the art world (video)

Kieron-Williamson

این هم سایت نقاش نابغه

http://www.kieronwilliamson.com

 

http://www.kieronwilliamson.com

 




سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389
نوشته شده در  


تعریف مرمت : - واژه‌ای است کلی، مشخص، مداخله‌ه ای فنی ـ عملی که به منظور تضمین تداوم حیات یک اثر هنری صورت می‌گیرند.

انواع مرمت:

 ۱- مرمت علمی و آرکئولوژیک (با مطالعه و تأمل انجام گرفته و بسیار ساده می‌باشد. محکم کردن بناها، سوارکردن الملنهای جدا شده اثر، حفاری بناهای دوران کلاسیک بخصوص یونان و روم، عملکرد بنا عوض می‌شود).

۲- مرمت آرتیستیک و یا هنری (مرمتگر اجازه خلق و ابداع دارد. قسمت‌های از بین رفته با روحیات جدید مرمتگر ترمیم می‌شود، بناهای دوران گوتیک و رنسانس، بناها یا دارای عملکرد هستند و یا اینکه ما برای ادامه حیات بنا باید به آنها عملکرد بدهیم).

روشهای مختلف باززنده‌سازی: ۱- مرمت یا باززنده‌سازی حفاظتی: حفاظت و تعمیرکلیت بنا ـ بیشتر در زمان مطالعه بنا انجام می‌گیرد

۲- باززنده‌سازی سبکی، آناستیلوز: جایگذاری مجدد تکه‌ها و عناصر پس از بررسی دقیق سبک، بطوریکه آخرین ترکیب آنها بیشترین شباهت را به اولین صورت داشته باشد ـ در این سبک مجاز به ساخت فقط عنصر اتصال دهنده هستیم.

۳- پاک سازی سبکی: برداشتن الحاقات نامناسب بناکه اصالت بنا را زیر سؤال برده‌است.

۴- مرمت تکمیلی: بازسازی بخش‌های از دست رفته بنا به منظور بازگرداندن آن به محیط و زندگی شهری و عمومی که مرتبط با  نظریه و فلسفه‌ای خاص باشد.

 



ادامه مطلب

شنبه بیست و سوم بهمن 1389